و قد علمتم موضعى من رسول الله (ص) بالقرابة القريبة و المنزلة الخصيصة،و ضعنى فى حجره و انا وليد،يضمنى الى صدره و يكنفنى فى فراشه...
(نهج البلاغهـخطبه قاصعه)
ابوطالب پدر على عليه السلام در ميان قريش بسيار بزرگ و محترم بود،او در تربيت فرزندان خود دقت وافى نموده و آنها را با تقوى و با فضيلت بار ميآورد و از كودكى فنون سوارى و كشتى و تير اندازى را برسم عرب بآنها تعليم ميداد.
درج در ادامه ي مطلب
ادامه مطلب
بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سىام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقهاى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:
اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست
بطحا صدف گوهر يكدانه تست
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب
اى نجل خليل خانه خود خانه تست
پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)
درج درادامه ي مطلب
ادامه مطلب
«تیری آنری» مهاجم تیم ملی فوتبال فرانسه و باشگاه آرسنال انگلیس به دین اسلام گروید.
به گزارش پایگاه خبری «المحیط»، منابع خبری فرانسه اعلام كردند، تیری آنری، مهاجم نامدار تیم ملی فوتبال فرانسه و باشگاه آرسنال انگلیس، قبل از آغاز رقابتهای جام جهانی 2006 آلمان به دین مقدس اسلام گرویده است.
آنری پیش از این نیز در اكثر رقابتها پس از گلزنی به نشانه خوشحالی سجده میكرد. وی پس از زیدان، دومین بازیكن فرانسوی و مسلمان تیم ملی فوتبال فرانسه است.
آنری از جمله بازیكنانی است كه از زیورآلات طلا استفاده نمیكند و در كشور انگلیس نیز چند مرتبه شاهد نماز جماعت مسلمانان بوده است. وی یكی از مخالفان سرسخت مبارزه با حجاب در فرانسه است.
این بازیكن 29 ساله، سنگالی الاصل است، ولی در كشور فرانسه متولد شده است.
مرگ پدر،مظلوم شدن شوهر،از دست رفتن حق،و بالاتر از همه دگرگونیهائى كه پس از رسول خدا-بفاصلهاى اندك-در سنت مسلمانى پديد گرديد،روح و سپس جسم دختر پيغمبر را سخت آزرده ساخت.چنانكه تاريخ نشان مىدهد،او پيش از مرگ پدرش بيمارى جسمى نداشته است.
درج در ادامه ي مطلب
ادامه مطلب
در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه(س) وصاياى خويش را به همسرشان مى نمودند كه ((اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.))
على(ع) كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است, مى فرمايد: ((پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت با خود, تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا(ص) را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت بزرگ و دردناك و تاءثرآور و حزن انگيز
درج در ادامه ي مطلب!
ادامه مطلب
" فرزندم اين نامـهاز پدريست كـه گرمي آفتـاب زندگيش بـه سردي و غروب مينشيند.معترف به مصائب توانسوز روزگار است و سال و ماه و ساعات از او روي برتافتهاند،و هر دم بمرگ نزديك ميشود. پدري كه بـه پيشامدهـاي اين اين جهـان نـاپـايدار و بي مقدار ،سر فرود آورده و در خـانـه مردگـان سكني خـواهد گزيدو فردا بعزم سفـري جاودانه از اين گيتي كوچ خواهد كرد. چنين پدري بـه فـرزند جـوانش ـ كـه آرزومند چيزي است كه آنـرا نميـابد ـ سخن ميگـويد فـرزندي كـه ـ بهـر حـال مـانند تمـام موجودات ـ هلاك خواهد شد وآماج تيرهاي بلا و هدف درد ها ورنجهـا و گروگان مصائب سخت روزگـار غدار است.موجودي كـه خدنگهـاي زهرآگين و تلخ را نشانـه است و بـه اضطرار اسير چنين ناگواريهـاي نـاپـايدار است.سـوداگر سراي فريب و فسـاد و وامدار مـرگهـا و نابودي ها،هم پيمان و آميخته با غمها و قرين و جليس با محنتها نـشــانــه و هـدف افـتهــا و شهـيـد هــوي و هــوس ديگـران و سرانجام...جانشين مردگان است.
درج در ادامه ي مطلب.
ادامه مطلب
(آية نود و نهم و صدم، از سورة مؤمنون: بيست و سوّمين سوره از قرآن كريم)
.
و لذا بعضي از اهل ظاهر كه چنين جملاتي را مانند عالم خيال، از حكماي أعلام ديدهاند، تصوّر نمودهاند كه آنها عالم برزخ را كه همان مثال است قبول ندارند و قائل به يك عالم توهّمي و تصوّري هستند، و براي آن حقيقتي و واقعيّتي قائل نيستند
درج در ادامه ي مطلب.
ادامه مطلب
اوّل در «تفسير عليّ بن إبراهيم» در ذيل آية شريفة:
يُثَبِّتُ اللَهُ الَّذِينَ ءَامَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ فِيا لاْ خِرَة
درج در ادامه ي مطلب
ِ.
ادامه مطلب
در سراسر نماز، قصد قربت شرط صحيح بودن آن است ، حتّى اگر حركت يا كلمه اى از واجبات يا مستحبات نماز را براى غير خدا انجام دهيم نماز باطل مى شود و اگر مكان نماز يا زمان آن را براى غير خدا تعيين نمائيم نماز باطل است ، اگر حالتى كه هنگام نماز به خود مى گيريم براى غير او باشد نماز باطل است .
بنابراين عبادت بودن نماز مربوط به آن است كه انسان هيچ گونه قصد غير خدائى نداشته باشد و اين قصد قربت از لحظه ورود به نماز تا پايان همچنان ادامه يابد.
ناگفته پيداست كه انسان در لابلاى آن همه زرق و برق ها و جاذبه هاى زياد اگر هر روز بتواند از همه چيز دل تهى كند و ريسمان معنوى روح خود را با ذات مقدّس او گره زند و چنان با او خلوت كند كه راه نفوذ غير را بگيرد، ارزش مهمى را به دست آورده است
درج در ادامه ي مطلب
ادامه مطلب
جواب اجمالي:
درج در ادامه ي مطلب
ادامه مطلب
دختر حضرت امام (قدس )گفت عمل جراحي انجام شد و خطر عمل تا آن موقع مهار شده بود همه از نهايت توانايي خود استفاده كرده بودند شوق وخوشحالي از گذشتن اين مرحله در سيماي همه جاري بود امام بلافاصله
پس ازبه هوش آمدن با وجود ضعف شديد عارض شده وقت نماز را سوال كرد و اشاره كرد كه يكي از اقايان عمامه اش را ببندد و محاسن
درج در ادامه مطلب
ادامه مطلب
الصدوق قال: حدّثنا عبدالله بن محمّد بن عبدالوهاب القرشى قال: حدّثنا منصور بن عبدالله الإصفهانى الصوفى قال: حدّثنى علىّ بن مهرويه القزوينى قال: حدّثنا سليمان الغازى قال: سمعت علىّ بن موسي الرضا عليه السلام يقول
درج در ادامه ي مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نقل شده : حضرت موسى (ع ) در مجلسى نشسته بود ناگهان ابليس به محضر آن حضرت رسيد، درحالى كه كلاه رنگارنگ درازى بر سر داشت ، وقتى نزديك شد از روى احترام ، كلاه خود را از سر برداشت و سپس به سر گذاشت وگفت : السّلام عليك .
موسى (ع ) فرمود: تو كيستى ؟، او جواب داد:((من ابليس هستم )).
موسى - خدا تو را بكشد، براى چه به اينجا آمده اى ؟
ابليس - آمده ام بخاطر مقام ارجمندى كه در پيش گاه خدا دارى بر تو سلام كنم .
موسى - با اين كلاه رنگارنگ چه مى كنى ؟
ابليس - با اين كلاه ، دلهاى فرزندان آدم (ع ) را آلوده و منحرف مى كنم (وقتى آنها به زرق و برق دنيا كه نمودارش در اين كلاه وجود دارد، دل بستند، براحتى از صراط حق ، منحرف خواهند شد).
موسى - چه كارى است كه اگر انسان انجام دهد، تو بر او چيره مى شوى ؟
ابليس - همگامى كه انسان خود بين باشد و عملش را زياد بشمرد، و گناهانش را فراموش كند ( بر او چيره مى گردم ) و تو را از سه خصلت بر حذر ميدارم 1- با زن نامحرم خلوت نكن كه در اين صورت من حاضرم تا انسان را به گناه بى عفتى وا دارم 2- با خداوند اگر پيمان بستى حتما آن را ادا كن 3- وقتى متاع يا مبلغى به عنوان صدقه ، خارج كردى ، فورا آن را به مستحق بپرداز، زيرا تا صدقه داده نشده من حاضرم كه صاحبش را پشيمان كنم . سپس ابليس ، پشت كرد و رفت در حالى كه مى گفت : يا ويلناة علم موسى ما يحذّر به بنى آدم : ((واى بر من ، موسى (ع ) دانست امورى را كه بوسيله آن ، انسانها را از آلودگى بر حذر مى دارد
در كتاب وسيله الرضوان جارى مى گردد:
معجزات بسيارى براى امام رضا عليه السلام روايت كرده است ، از آن جمله اين است ، كه شيخ محمد حر در كتاب خصوص المعجزات و در كتاب بهجه روايت كرده اند، از شيخ ابوالفضل محمد بن على شادان قزوينى كه او به اسناد خود از سعيد سلاام روايت كرده ، كه گفت :
در خدمت حضرت امام رضا عليه السلام بودم و مردمان در خدمت آن حضرت خضوع مى كردند: بعضى مى گفت : كه او صلاحيت امامت ندارد كه پدرش تصريح و وصيت نكرده و او را وليعهد خود نساخته است ، در آن وقت ما پيش آن حضرت رفتيم و سخن گفتيم :
پس شنيديم از مركبى كه آن حضرت سوارش بود، به كلام فصيح گفت :
كه او امام من و امام جميع خلايق است ، و به درستى كه آن بزرگوار به مسجد مدينه تشريف برد شنيدم ، كه ديوارهاى مسجد و چوبهاى آن ، به حضرت سلام كردند، و سخن گفتند.
عاقبت قاتل اميرالمؤ منين على عليه السلام
در جلد هشتم بحارالانوار كه در احوال حضرت امير المؤ منين على عليه السلام است .
روايت كرده كه از راهبى كه مسلمان شده بود، سبب مسلمانى او را سوال كردند در جواب گفت :
روزى مرغى را ديدم در بالاى سنگى فرود آمد و ربع انسانى را قى كرد و رفت و دوباره آمد و ربع ديگرش را قى كرد و رفت دفعه سوم آمد و ربع سومش را قى كرد و رفت چون مراجعت نمود، ربع چهارمش را قى كرد و رفت ديدم كه آن ربع چهارگانه به انسان كاملى تبديل شد.
باز همان مرغ آمد چهار مرتبه و در هر مرتبه آن آدم را بلع نموده و رفت و روز ديگر نيز آن مرغ چهار مرتبه آمد و به قرار اولى معمول داشت آن راهب مى گويد:
كه پيش از آمدن مرغ من از آن شخص سوال نمودم تو كيستى و اين چه حكايت است ؟ در جواب گفت : من قاتل اميرالمؤ منين على عليه السلام هستم ، از روزى كه مرا كشته اند عذاب من اين است كه ديدى
نسوختن دست يك نفر از اهل جهنم به جهت اشك چشم باكيان سيدالشهداء عليه السلام
در كتاب مفتاح الجنة روايت است كه در روز قيامت جبرئيل امين از درگاه رب العالمين استدعا مى نمايد، كه يا رب مى خواهم مرا اذن شفاعت مرحمت فرمايى ، كه يك نفر از امت خاتم الانبياء عليه السلام را شفاعت كنم .
حق تعالى مى فرمايد: اى جبرئيل در فلان مكان جهنم ، يك نفر گناهكار باقى مانده است او را به تو بخشيدم ، چون جبرئيل بيايد او را دريابد كه مثل زغال سوخته و سياه شده ، اما يك دست او نسوخته .
عرض مى كند الهى سبب چيست ؟
كه همه اعضاى اين عاصى سوخته وسياه شده مگر يك دستش كه اصلا نسوخته است ؟
خطاب مستطاب مى رسد كه يا جبرئيل آن شخص روزى به ماتم خانه پيغمبرم محمد المصطفى ، صلى الله عليه و آله حسين مظلوم مى گذشت ، و اشك يكى از عزاداران امام حسين عليه السلام بردست او چكيده به سبب احترام آن اشك حسينى او را با آتش نسوزانيديم
بعضى از موثقين اهل علم در نجف اشرف نقل كردند از مرحوم عالم زاهد شيخ حسين بن شيخ مشكور كه فرمود در عالم رويا ديدم در حرم مطهر حضرت سيدالشهدا(ع ) مشرف هستم و يك نفر جوان عرب وارد حرم شد و با لبخند به آن حضرت سلام كرد و حضرت هم با لبخند جوابش را دادند. فردا شب كه شب جمعه بود به حرم مطهر مشرف شدم و در گوشه اى از حرم توقف كردم ناگاه همان عرب را كه در خواب ديده بودم وارد حرم شد و چون مقابل ضريح مقدس رسيد با لبخند به آن حضرت سلام كرد ولى حضرت سيدالشهدا(ع ) را نديدم و مراقب آن بودم تا از حرم خارج شد عقبش رفتم و سبب لبخندش را به امام (ع ) پرسيدم و تفصيل خواب خود را برايش نقل كردم و گفتم چه كرده اى كه امام (ع ) با لبخند به تو جواب مى دهد گفت مرا پدر و مادر پيرى است و در چند فرسخى كربلا ساكن هستيم و شبهاى جمعه كه براى زيارت مى آيم يك هفته پدرم را سوار بر الاغ كرده مى آوردم و هفته ديگر ماردم را مى آوردم تا اين كه شب جمعه اى كه نوبت پدرم بود چون او را سوار كردم مادرم گريه كرد و گفت : مرا هم بايد ببرى شايد هفته ديگر زنده نباشم . گفتم : باران مى بارد هوا سرد است مشكل است نپذيرفت ناچار پدر را سوار كردم و مادر را به دوش كشيدم و با زحمت بسيار آنها را به حرم رسانيدم و چون در آن حالت با پدر و مادر وارد حرم شدم حضرت سيدالشهداء را ديدم و سلام كردم آن بزرگوار به رويم لبخند زد و جوابم را داد و از آن وقت تا به حال هر شب جمعه كه مشرف مى شوم حضرت را مى بينم و با تبسم جوابم را مى دهد. از اين داستان دانسته ميشود چيزى كه شخص را مورد عنايت بزرگان دين قرار مى دهد و رضايت آنها را جلب مى كند صدق و اخلاق و محبت ورزى و خدمتگزارى به اهل ايمان خصوصا والدين و بالاخص زوار قبر حضرت ابى عبدالله صلوات الله عليه است .
ز سلام امید وارم که حالتون خوب باشه و در کمال صحت و سلامتی روزگار به کامتون باشه
این بار راجع به چشم زدن میخواستم براتون مطلبی بنویسم
در احادیث وارد شده است که چشم زخم انسانها را در قبر و شتران را در دیگ قرار میدهد و متاسفانه انسانهای زیادی حتی از نزدیکان ادم ها و جود دارند که نمیتواننید خوشی ها و نکات مثبت را ببینند و معمولا بسیاری از مسائل و گرفتاری ها از همین طریق برایمان پیدا میشود لذا به چند نکته نظرتون را جلب میکنم
اگر از چیزی خوشتان امد حتما الله اکبر بگویید و در بعضی روایات امده است بسم الله الرحمن الرحیم بگویید
حضزت امام جعفر صادق علیه السلام میفرمایند اگر کسی از چشم زخم کسی میترسد سه مرتبه بگوید:
ماشاء الله لا حول و لا قوة الا الا بالله العلی العظیم و سوره فلق و ناس را بخواند
تا چشم بد در او اثر نکند
هم چنین گفته شده که آیه وان یکاد را بنویسید و با خود همراه داشته باشید
از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : هر كه در هر شب جمعه سوره واقعه را بخواند خدا او را دوست دارد، و مردم را دوست او گرداند، و در دنيا بدحالى و فقر و احتياج نبيند، و به هيچ آفتى و بلائى مبتلا نشود، و از رفقاى حضرت اميرالمومنين عليه السلام باشد، و اين سوره مخصوص آن حضرت است و در آن كسى شريك نمى باشد. (381)
و به سند معتبر ديگر ازآن حضرت منقول است : هر كه مشتاق بهشت و وصف آن باشد سوره اذا وقعت را بخواند، و هر كه خواهد وصف جهنم را ملاحظه نمايد سوره الم سجده را بخواند. (382)
و به سند معتبر از اسماعيل بن عبدالخالق منقول است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود: پدرم بعد از نماز خفتن دو ركعت نشسته مى كردند، و در آن صد آيه مى خواندند، و مى فرمودند، هر كه اين دو ركعت را بكند، و صد آيه در اين دو ركعت بخواند، او را در آن شب از غافلان ننويسند، اسماعيل گفت ، حضرت امام محمد باقر عليه السلام در اين دو ركعت و تيره ، سوره اذا وقعت و قل هو الله احد مى خواندند.(383)
و به سند صحيح از امام محمد باقر عليه السلام منقول است : هر كه سوره واقعه را هر شب پيش از آن كه بخوابد بخواند، در قيامت روى او مانند ماه شب چهارده نورانى باشد. (384)
ختم سورة الواقعة
جهت وسعت رزق و توسعه در امر معيشت تاثير غريب دارد و از مجربات است كه تخلف ندارد ابتدا از شب هر شب سه بار اين سوره را بخواند و شب جمعه هشت مرتبه بخواند و اين عمل را پنج هفته به جا آورد و قبل از هر سوره اين دعا را بخواند:
اللهم ارزقنا رزقا حلالا طيبا من غير كد استجب دعوتنا من غير رد و اعوذ من الفضيحتين الفقر و الدين و ادفع عنى هذين بحق الامامين الحسن و الحسين عيهما السلام برحمتك يا ارحم الراحمين . (385)
از اميرالمومنين عليه السلام روايت شده : اگر هر كه روزى يك بار سوره اذا وقعه و يكبار يا ايها المزمل و يك بار و الليل و يك بار الم نشرح بخواند دين او ادا و حاجت او روا گردد، بعد از همه اين دعا را بخواند:
يا رازق السائلين يا راحم المساكين يا ولى المومنين يا غياث المستغيثين يا ارحم الراحمين صل على محمد و آل محمد و اكفنى بحلالك عن حرامك و بطاعتك عن معصيتك و بفضلك عمن سواك يا اله العالمين و صلى الله على محمد و آله اجمعين . (386)
ختم ديگر سوره الواقعة
جهت وسعت رزق و توانگرى از شب جمعه شروع كند هر شبى پنج بار تا شب جمعه ديگر، شب آخر شش بار جمعا چهل و يك بار مى شود و در هر مرتبه كه سوره تمام شد اين دعا را بخواند مجربست :
بسم الله الرحمن الرحيم يا رازق المقلين يا راحم المساكين و يا ذالقوة المتين يا غياث المستغيثين و يا خير الناصرين اياك نعبد و اياك نستعين اللهم ان كان رزقى فى السماء فانزله و ان كان فى الارض فاخرجه و ان كان بعيدا فقربه و ان كان قريبا فيسره و ان كان يسيرا فكثره و ان كان حراما فحلله و ان كان حلالا فبارك لنا فيه برحمتك يا ارحم الراحمين . (387)
به سند معتبر از امام صادق عليه السلام منقول است : هر كه سوره اعراف را در هر ماه بخواند، در روز قيامت از جمله جماعتى باشد از دوستان خدا كه حق تعالى در شان ايشان فرموده است كه : خوفى بر ايشان نيست و اندوهناك نمى شوند. و اگر در هر جمعه بخواند او را درقيامت حساب نكنند، و به درستى كه آيات محكمات در آن بسيار است ، پس قرائت اين سوره را ترك منمائيد كه گواهى مى دهد در قيامت براى كسى كه آن را خوانده باشد. (288)
در حديثى به سند معتبر منقول است : مردى درحضور اميرالمومنين عليه السلام برخاست و عرض كرد: يا اميرالمومنين مرا آگاه كن از آن چه براى محافظت از سوختن و غرق شدن است ؟ فرمود: اين آيات را بخوان :
ان وليى الله الذى نزل الكتاب و هو يتولى الصالحين (289).
و آيه و ما قدروا الله حق قدره و الارض جميعا قبضته يوم القيمة و السموات مطويات بيمينه سبحانه و تعالى عما يشركون . (290)
پس هر كه اين آيات را بخواند از سوختن و غرق شدن ايمن است . گويد پس مردى آن را خواند و آتش در خانه هاى همسايگانش درگرفت و خانه او هم وسط آن خانه ها بود و (از بركت آن آيات كه خوانده بود) آسيبى به او نرسيد.(291)
و ايضا به سند معتبر از اميرالمومنين عليه السلام منقول است : هركس دربيابانى خالى از سكنه شبى را به سر برد و اين آيه را بخواند:
ان ربكم الله الذى خلق السموات و الارض فى ستة ايام ثم استوى على العرش يغشى اليل النهار يطلبه حثيثا و الشمس و القمر و النجوم مسخرات بامره الا له الخلق و الامر تبارك الله رب العالمين . (292)
فرستگان او را محافظت كنند و شياطين از او دور شوند. (293
http://www.mosalmane-kamel.persiangig.com/ketab/ganjhaye%20manavi.zip
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
امام حسين عليه السلام نواده پيامبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، فرزند اميرالمؤمنين حضرت علي بنابيطالب عليه السلام و جگر گوشه ملكه اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و برادر امام مجتبي عليه السلام و پدر نُه امام است.
آن حضرت در سوّم شعبان سال چهارم هجري چشم به دنيا گشود و در روز عاشورا سال ٦١ هجري در سرزمين كربلا، در راه دفاع از دين وفضيلت به شهادت رسيد و در مكاني كه هم اكنون زيارتگاه مسلمانان است مدفون گشت... به ادامه ي مطلب مراجعه شود
ادامه مطلب
پدر و مادر: امام حسن عسكرى و نرجس شهرت: مهدى موعود، امام عصر، صاحب الزّمان، بقيّة اللَّه، قائم و.
زمان و محلّ تولّد: روز 15 شعبان سال 255 يا 256 هجرى قمرى، در سامراءمتولّد شد، وحدود پنجسال تحت كفالت پدر، به طور مخفى بهسربرد.
دوران زندگى: در چهار بخش: 1 - دوران كودكى حدود پنج سال تحت سرپرستى پدر و در پشت پرده خفاء، تا از گزند دشمنان محفوظ بماند؛ و هنگامى كه در سال 260 پدرش شهيد شد، مقام امامت به او محوّل گرديد
ادامه مطلب
فقط نظر يادتون نرود
ادامه مطلب
ازدواج پیامبر با خدیجه وماجراهای بعد از آن
ازدواج با خديجه و ماجراهاى بعد از آن تا بعثت شرح حال كوتاهى از زندگى خديجه(س) خديجه(س)دختر خويلد بود و از طرف پدر با رسول خدا(ص)عموزاده و نسب هر دو به قصى بن كلاب مىرسيد.
خديجه از نظر نسب از خانوادههاى اصيل و اشراف مكه بود و از اين رو وقتى بزرگ شد خواستگاران زيادى داشت و بنا به نقل اهل تاريخ سرانجام او را به عقد عتيق بن عائد مخزومى در آوردند ولى چند سالى از اين ازدواج نگذشته بود كه عتيق از دنيا رفت و سپس شوهر ديگرى كرد كه او را ابو هالة بن منذر اسدى مىگفتند.
خديجه از شوهر دوم دخترى پيدا كرد كه نامش را هند گذارد و بدين جهت خديجه را ام هند مىناميدند.
ادامه مطلب
ـ حمد و ثناى الهى
بارِى ءُ الْمـَسْمُوكاتِ وَ داحِى الْمَدْحُوّاتِ وَ جَبّارُالاَْرَضينَ وَ ...
حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه ، و در تنهايى و فرد بودن خود نزديك اسـت . در قـدرت و سـلطـه خـود باجلالت ، و در اركان خود عظيم است . علم او به همه چيز احاطه دارد در حالى كه در جاى خود است ، و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد.
هـميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتى دائمى است . ابتدا كننده و بازگرداننده ، اوست و هر كارى به سوى او بازمى گردد
ادامه مطلب
جنگ بدر پيش از اين در حوادث سال دوم گفته شد كه رسول خدا(ص)در ماه جمادى الاولبا گروهى از مهاجرين از مدينه تا جايى به نام عشيره رفت ولى با كاروان قريش برخورد نكرده و پس از چند روز كه در آنجا ماندند به مدينه بازگشت و در آن وقت كاروان به سوى شام مىرفت،در هنگام مراجعت كاروان نيز پيغمبر اسلام دو نفر از مهاجرين به نام سعيد بن زيد و طلحه را براى كسب اطلاع از آنها فرستاد و به دنبال آن نيز خود آن حضرت آماده حركت شد.
كاروان مزبور به سركردگى ابو سفيان و همراهى سى يا چهل نفر از قرشيان كه از آن جمله عمرو بن عاص و مخرمة بن نوفل بود از شام باز مىگشت و خود ابو سفيان نيز از ترس آنكه مبادا مورد حمله مسلمانان قرار گيرد پيوسته از مسافرينى كه به او بر مىخوردند وضع راه را پرسش مىكرد تا آنكه شنيد محمد(ص)به منظور حمله به كاروان از مدينه خارج شده.
ادامه مطلب

