تبليغاتX
امام مهدي - امام حسين‌ عليه السلام كيست‌؟

امام حسين‌ عليه السلام كيست‌؟

بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم‌
امام حسين‌ عليه السلام نواده پيامبر عظيم الشأن اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم ، فرزند اميرالمؤمنين حضرت علي بن‌ابي‌طالب‌ عليه السلام و جگر گوشه ملكه اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و برادر امام مجتبي‌ عليه السلام و پدر نُه امام است‌.
آن حضرت در سوّم شعبان سال چهارم هجري چشم به دنيا گشود و در روز عاشورا سال ٦١ هجري در سرزمين كربلا، در راه دفاع از دين وفضيلت به شهادت رسيد و در مكاني كه هم اكنون زيارتگاه مسلمانان است مدفون گشت‌.
حضرت امام حسين‌ عليه السلام و پدر و برادر و فرزندان بزرگوارش‌ عليهم السلام امامان ما هستند كه پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم آنها را به فرمان الهي به جانشيني خود برگزيدند و پيروي از آنان بر تمامي مسلمانان واجب مي‌باشد.
بر حسب اعتقاد شيعه‌، پيامبر و صدّيقه طاهره حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و دوازده امام‌، همه معصوم و از هرگونه گناه و لغزش به دورند.


شهادت امام حسين‌ عليه السلام

پس از آنكه خلافت و جانشيني پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم بر خلاف دستور حضرتش از مسير خود منحرف گشت‌، زماني هم يزيد فرزند معاويه با اعمال فشار و توسّل به زور و تهديد و ترغيبهاي فراوان بر مسند خلافت تكيه زد و در واقع زمام امور مسلمين به دست فردي افتاد كه نه تنها لياقت اداره جهان اسلام‌، بلكه حتّي لياقت اداره كوچك‌ترين منصب و مقام درحكومت اسلامي را هم نداشت و با اين حال كفر باطني خود را آشكار نموده و بر زبان مي‌آورد كه بهترين شاهد بر اين مدّعي شعر معروف او است‌:
لَعِبَت‌ْ هَاشِم‌ُ بِالْمُلْك‌ِ فَلاَ               خَبَرٌ جَاءَ وَ لا وَحْي‌ٌ نَزَل‌َ
يزيد با اين عقيده وحي و نبوّت را انكار كرده است‌!
علاوه بر اين‌، مردي فاسق و خيانت پيشه بود، اكثر اوقات خود را به گناه و محرّمات الهي مي‌گذراند، بسيار مِيگساري مي‌كرد، با اطرافيان خود قماربازي مي‌كرد و به كارهاي زشت ديگر هم آلوده بود، علاقه زيادي به بازي با ميمون و يوزپلنگ داشت‌، همواره به اسلام و مقدّسات دين اهانت مي‌كرد و در برخورد با مسلمانان مردي خودرأي‌، جنايت‌پيشه و سفّاك بود با شديدترين روش ديكتاتوري بر مردم حكومت‌ مي‌كرد و آنها را از تمامي آزاديهاي خود محروم نموده‌، هر صدا و حركت آزاديخواهي را در نطفه خفه مي‌كرد و مي‌رفت تا آخرين اميدها را مأيوس و تمامي آثار باقيمانده دين مبين اسلام را نابود و آثار جاهليّت را بر جامعه تحميل نمايد.
بدين جهت حضرت امام حسين‌ عليه السلام همراه با اهل‌بيت و اصحاب باوفاي خود از سرزمين حجاز و مكّه مكرّمه به سوي سرزمين عراق حركت نموده و براي اصلاح در امّت جدّ بزرگوارش و امر به معروف ونهي از منكر قيام نمود. چنانچه خود فرمود: «خَرَجْت‌ُ لِطَلَب‌ِ الاصْلاَح‌ِ فِي‌ أُمَّة‌ِ جَدِّي‌ أُرِيدُ أَن‌ْ آمُرَ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَ أَنْهَي‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ» در سرزمين كربلا با لشكر بني‌اميّه كه از طرف ابن‌ زياد فرماندار يزيد در كوفه گرد آمده بودند روبرو شد و در اين پيكار مقدّس و نابرابر امام و اهل‌بيت و يارانش مظلومانه شهيد شدند!
در حالي كه عدد لشكريان ابن‌زياد و عمر سعد دهها هزار بودند، بالاترين رقم در مورد عدد اصحاب و ياران حضرت امام حسين‌ عليه السلام ازيكصد و پنجاه نفر تجاوز نمي‌كرد. با اين حال سپاه يزيد بدترين رذالتها و شرارتها را در اين روز به نمايش گذاردند.
آب را بر روي خاندان رسالت بستند، فرصت نماز و عبادت را هم به آنها ندادند، پير و جوان آنها را كشتند و حتّي كودك شيرخوار امام حسين‌ عليه السلام را هم غرقه به خون كردند، پس از شهادت فرزند رسول خدا و يارانش بر بدن مطهّر آنها اسب دواندند، سر مبارك آن حضرت و ياران باوفايش را از بدنها جدا كردند و بر سر نيزه‌ها زدند و در شهرها و روستاها در معرض ديد مردم قرار دادند.
خيمه‌ها را به آتش كشيدند، كودكان خردسال را مي‌زدند، اموال خاندان پيامبر را چپاول كردند، زنان و كودكان را به اسيري بردند، آنها را با ريسمان به هم بستند، بر پشت شتران برهنه سوارشان كردند و در بيابانها به اين سو و آن سو بردند، گاه از شدّت گرما بدنهايشان مي‌سوخت و گاه از شدّت سرما به خود مي‌لرزيدند، به بچّه‌ها لباس و غذا نمي‌دادند، اگر كودكي يتيم و يا داغ‌ديده‌اي در غم عزيز خود گريه مي‌كرد با ضربات شلاّق او را ساكت و بدن جگرگوشه‌هاي پيامبر گرامي‌اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم را سياه مي‌كردند.
با چنين وضع دلخراشي كاروان اسيران را به كوفه آوردند و در مجلس عمومي ابن‌زياد وارد كردند و چه اهانتها و اذيّتها كه نسبت به اين كاروان مصيبت ديده روا نداشتند.
چند روز آنان را به زندان انداختند و سپس به سوي شام پايتخت حكومت عصيانگر يزيد روانه كردند. در شام آنها را در خرابه‌اي جادادند، يزيد آنها را به مجلس عمومي حاضر كرد و چه اهانتها كه به ذرّيه پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم روا نداشت‌؟!
در همان مجلس با كمال بي‌شرمي بر لبها و دندان مبارك سبط پيامبر مي‌زد و اين شعر را مي‌خواند:
ليت أشياخي‌ ببدر شهدوا               جزع الخزرج من وقع الاسل
لاهـلـوا و استهـلـوا فــرحاً               ثــم‌ّ قـالـوا يا يـزيـد لا تشـل‌
بعد از آن همه مصيبتهاي دردناك بچّه‌هاي امام حسين‌ عليه السلام را به جانب مدينه گسيل داشت‌. از ديگر جنايات يزيد، اين سردمدار ظالم و كافر، حمله او به خانه كعبه و خراب نمودن آن است كه تمام اين ننگها بر دامان بني‌اميّه در تاريخ ضبط گرديده است‌.



مبارزات امام حسين‌ عليه السلام

حضرت امام حسين‌ عليه السلام با شهادت خويش دستگاه حكومت يزيد را متزلزل ساخت‌، زيرا به دنبال شهادت آن حضرت انقلابهاي دامنه‌داري در شهرهاي مختلف اسلامي عليه بني‌اميّه آغاز شد تا جايي كه يزيد چند روز آخر عمر خود را به سختي و در بدترين حالات به پايان رسانيد.
حكومت ننگين يزيد بيش از سه سال دوام نياورد حتّي دوران زمامداري سلسله بني‌اميّه از عمر يك انسان تجاوز نكرد و سرانجام اين دودمان براي هميشه نابود گرديد.
آري‌، امّت اسلامي بر ضدّ دولت بني‌اميّه نهضتها و كارشكنيها آغاز نمودند و سالار شهيدان امام حسين‌ عليه السلام با شهادت مظلومانه خويش تمامي نقاط ضعف و انحراف حكومت بني‌اميّه را كه تماماً مخالف با قوانين و سنّت اسلام بود به مردم نشان دادند و چنان نيرويي به وجود آوردند كه حتّي قرنها بعد مردم به راحتي خرابيها و انحرافات خلفاي اسلامي را شناخته و در طول حيات بشريّت حق‌ّ و باطل مشخّص گردد.
در واقع قيام حضرت امام حسين‌ عليه السلام بهترين درس براي آنهايي است كه مي‌خواهند در سايه دين زندگي سعادتمندانه‌اي داشته باشند و اين قيام همچون مشعل فروزاني بر جهان و جهانيان مي‌درخشد و خود سرمشق بزرگي است براي اجتماع بشري و به همگان درس آزادي وآزادگي مي‌دهد.
«گاندي‌» رهبر مشهور هند گفته است‌: «درس رهبري و آزادي را از حسين‌ عليه السلام آموختم‌».
اينجاست كه بايد گفت‌: «دوام اسلام و مسلمين تا روز قيامت مرهون ‌فداكاريهاي حضرت امام حسين‌ عليه السلام است‌، همان طوري كه در گرو رنجهاي طاقت‌فرساي رسول اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم و نبردهاي بزرگ اميرالمؤمنين‌حضرت علي‌ عليه السلام بوده است‌».


شعائر و عزاداريها

نهضت امام حسين‌ عليه السلام مربوط به زمان مخصوصي نبوده تا در زمانهاي بعد فراموش شود، بلكه نبرد حق‌ّ و باطل‌، عدالت و ظلم‌، انسانيّت و وحشيگري و نبرد هدايت و گمراهي بود.
از اين رو تا دنيا برپا است مظلوميّت حضرت امام حسين‌ عليه السلام و نهضت مقدّس آن حضرت فراموش شدني نخواهد بود و هرگاه ميان حق‌ّ و باطل پيكاري درگيرد، خاطره آن مجاهدتها زنده مي‌شود.
بنا به اهميّت و نقش سازنده اين نهضت مقدّس بود كه پيامبراكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم سالها پيش از وقوع آن‌، مسلمانان را در برگزاري مراسم عزاداري و زنده نگه‌داشتن اين قيام تشويق فرمود و ائمّه طاهرين‌ عليهم السلام هم نسبت به اين مجالس تأكيد فراواني داشتند.
امّت اسلامي در تبعيّت از دستور رهبران ديني خود در سطح وسيع در مناطق مختلف دنيا با برگزاري مجالس عزاداري و سوگواري‌، نسبت به سرور شهيدان‌ عليه السلام و اهل‌بيت‌ عليهم السلام و ياران آن حضرت عرض ارادت مي‌نمايند و معناي «هر روزي عاشورا و هر زميني كربلاست‌» را عملاً انجام مي‌دهند.
امّا نحوه برگزاري مراسم عزاداري به هر صورت كه انجام پذيرد جايزاست مگر آنجا كه از طرف شرع مقدّس منع شده و حرام باشد. مانند اينكه كسي به عنوان عزاداري «خودكشي‌» كند همانطور كه بوداييها براي رسيدن به هدفهاي ديني و ملّي دست به خودكشي مي‌زنند! امّا اسلام از قتل نفس نهي كرده است و قرآن مي‌فرمايد: (لاَ تَقْتُلُـوا أَنْـفُسَكُـم‌ْ)
بنابراين هر نوع عزاداري كه دليل خاصّي بر حرام بودنش نباشد جايز، بلكه مستحب و پسنديده است و خود يكي از مصاديق آيه شريفه‌: (وَ مَن‌ْ يُعَظِّم‌ْ شَعَائِرَ اللَّه‌ِ فَاِنَّهَا مِن‌ْ تَقْوَي الْقُلُوب‌ِ) مي‌باشد.
تمسخر بعضي افراد جاهل و نادان نسبت به بعضي از شعائر ديني و مذهبي دليل نمي‌شود كه ما آن را عمل شايسته‌اي ندانيم‌. قرآن كريم درباره كافراني كه پيامبران و برنامه‌هاي تبليغي آنان را به تمسخر مي‌گرفتند مي‌فرمايد: (يَا حَسْرَة‌ً عَلَي الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم‌ْ مِن‌ْ رَسُول‌ٍ الاَّ كَانُوا بِه‌ِ يَسْتَهْزِؤُون‌َ)




ارتباط منبر و امام حسين‌ عليه السلام

يكي از وسايلي كه نهضت حضرت امام حسين‌ عليه السلام را گسترش داده و اساس اين قيام را تاكنون در اجتماع و اذهان مردم زنده نگاه داشته‌، منبراست‌. از اين رو مسلمانان پس از شهادت آن حضرت منبر را وسيله نشر آثار اين پيكار مقدّس قرار دادند.
و براي تبليغ دين، منبر چه وسيله خوبي است‌! امّا بايد در جهت كارآيي و استفاده هرچه بهتر و بيشتر از آن‌، دو شرط را مورد رعايت بيشتر قرار دهيم‌:
اوّل‌: نسبت به ازدياد و گسترش هرچه بيشتر مجالس عزاداري و وعظ و ارشاد فعّاليّت شود. چون تمام شهرها و نقاط اسلامي شيفته گوينده و تشنه مسايل ديني هستند تا با شنيدن امتيازات و خصوصيّات اسلام از حقايق دين اسلام آگاهي بيشتري پيدا كنند. واضح است كه تبليغ هم وقت معيّني ندارد، بلكه بايد هميشه و همراه با مسير زندگي افراد بشر باشد.
چون همان‌طور كه بدن هر روز به غذا احتياج دارد، فكر و روح نيز نيازمند به غذاي دايمي است و نبايد آن را از نظر دور داشت‌. اضافه بر اين منبرهايي كه اكنون موجود است يك دهم نيازمندي‌هاي ما را تأمين نمي‌كند و اينجاست كه بر توده مسلمين لازم است با خطبا و گويندگان همكاري كنند و با گسترش مجالس‌، در سراسر شهرهاي اسلامي و حتّي غير اسلامي اين واجب مهم و حياتي را ادا كنند.
در مرحله دوّم‌: بايد منبرها متين و عميق باشد. چون قيام مقدّس حضرت امام حسين‌ عليه السلام تنها به خاطر زنده نگاه داشتن دين اسلام و اعلاي كلمه حق‌ّ بود، و روشن است كه اين مهم انجام نمي‌شود مگر اينكه گوينده بتواند اين قيام را با عقيده و تفسير، تاريخ احكام و اخلاق اسلام ارتباط دهد و قوانين اسلام را در شئون مختلف زندگي مثل‌: سياست‌، اقتصاد، تمدّن‌، مذهب‌، معاشرت‌، خانواده و مسايل آنها كه هريك دليل قاطع و برهاني محكم بر امتياز اسلام بر ساير اديان و مكتب‌ها و برنامه‌ها و قوانين و نيز عظمت مسلمين است به سايرين برساند.
با اين‌گونه منبرها است كه مي‌توان در راه پيشرفت مسلمين قدم برداشت‌ و اگر اين دو جنبه در منبر رعايت گردد حق‌ّ بزرگي ادا شده است‌. آن دسته از اهل منبر كه با دقّت و اخلاص‌، اين جنبه‌ها را در نظر داشتند، همه بزرگ و عالي‌مقام شدند و ما اميدواريم ديگران نيز از آنها پيروي كنند!

پيشرفت وسايل تبليغي‌
در گذشته وسايل تمدّن و فرهنگ منحصر به مدرسه‌هاي ديني و منبرها و كتابها بود و اجتماع هم در سايه اين امور، نيازهاي مذهبي خود را مي‌آموخت‌.
امّا امروز مدرسه‌هاي جديد (راديو، تلويزيون‌، سينما، روزنامه‌، مجله‌، كامپيوتر، ماهواره و اينترنت‌) پديدار گشته كه بايد مسلمانان با چنين وسايل پيشرفته‌اي برنامه‌هاي اسلامي را مطابق با نهضت و هدف مقدّس امام حسين‌ عليه السلام اجرا كنند به طوري كه در هر شهر و قريه‌، خانه و مدرسه‌، كارگاه و سربازخانه‌، عموم مردم با آنها آشنا شده و استفاده كنند. چون قيام و حركت خونين حضرت امام حسين‌ عليه السلام با اينكه تأثير بسيار ارزشمند و والاي آن نهضت مقدّس هرگز با تحوّلات علمي پديد آمده از سوي دانشمندان و نهضتهايي كه در عصرهاي مختلف و با رنگ و بوي تمدّن و رهايي امّتها از ظلم و ستم به وقوع مي‌پيوندند قابل مقايسه نيست‌.
جاي بسي تأسّف است كه انسان امروزي در جهت نيل به اهداف مادّي خود از صنايع و وسايل تبليغي جديد كمال استفاده را مي‌نمايد، امّا در مسائل روحي و معنوي در انديشه به كارگيري وسايل پيشرفته امروزي نمي‌باشد.

سوگواريهاي امام حسين‌ عليه السلام

پر واضح است كه ميان ظواهر و مقاصد ارتباط شديدي وجود دارد و در روايت هم آمده است‌: «مردم را با رفتار و كردار صادقانه خويش به‌سوي خوبيها دعوت كنيد نه با زبان‌».
بنابراين لازم است در عزاداريها به نحو ممكن صاحبان مجالس‌، كاركنان‌، شنوندگان‌، شركت كنندگان در دسته‌ها و هيئتها آنچه كه اسلام واجب دانسته مثل‌: «انجام واجبات و ترك محرّمات‌» و آنچه را مستحب شمرده مانند: «اخلاق فاضله و نظافت مجالس از آلودگيها و دوري ازكارهاي تنفّرآميز» را كاملاً رعايت كنند.
و عزاداران و دسته‌ها از كارهايي كه براي يك انسان عزادار زننده و احياناً خلاف شرع مي‌باشد جدّاً دوري نمايند، مثلاً نبايد خانمها بدون رعايت حجاب و يا با زينت و آرايش در مجالس حسيني شركت كنند، يا اينكه افراد عزادار جاده‌ها و راههاي عمومي يا جاهايي را كه براي آب آشاميدني معيّن شده است آلوده سازند.
همچنين بايد نسبت به پاكيزه بودن ظروف غذاخوري و وسايل چاي و آب آشاميدني و هر وسيله‌اي كه به نحوي در مجالس مورد استفاده قرار مي‌گيرد دقّت كافي به عمل آيد كه دين اسلام همواره بر رعايت نظافت و پاكيزگي و دوري از آلودگي و پليديهاي ظاهري و باطني تأكيد فراوان دارد و حضرت امام حسين‌ عليه السلام براي زنده نگه‌داشتن اسلام و عمل به دستورات اين آيين محمّدي‌ خود را فدا كرده است و زبان حال حضرت بر آن اشاره دارد كه مي‌فرمايد:
گر دين حضرت محمّد صلي الله عليه و آله و سلم جز به شهادت من استوار نمي‌گردد پس اي ‌شمشيرها مرا دربرگيريد.
در يكي از زيارتهاي آن حضرت چنين مي‌خوانيم‌: «أَشْهَدُ أَنَّك‌َ طُهْرٌ طَاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِن‌ْ طُهْرٍ طَهُرْت‌َ وَ طَهُرَت‌ْ بِك‌َ الْبِلاَدُ وَطَهُرَت‌ْ أَرْض‌ٌ أَنْت‌َ بِهَا وَ طَهُرَ حَرَمُك‌َ».
همچنين از ديگر موضوعات بسيار مهم‌ّ آن است كه نمازهاي اوّل وقت ترك نشود، زيرا امام‌ حسين عليه السلام روز عاشورا در حالت بحراني كه تير مثل باران به سوي آن حضرت و اصحابش مي‌باريد نماز جماعت خواندند!
و بديهي است كه در اينگونه محافل و مجالس لازم است از كارهاييكه باعث اختلاف و ناراحتي مي‌گردد جداً خودداري شود.
خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد: (وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْل‌ِ اللَّه‌ِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفَرَّقُواْ)
( به ريسمان خدا چنگ بزنيد و متفرّق نشويد ).




خدمت امام حسين‌ عليه السلام به اسلام‌

بر هر مسلمان لازم است به وسيله مكتب امام حسين‌ عليه السلام به اسلام خدمت كند. چون مكتب آن حضرت‌، بهترين وسيله براي نشر و تبليغ اسلام است‌، اين هدف در صورتي عملي مي‌شود كه بدانيم چگونه از اين نيروي بزرگ استفاده كنيم‌، زيرا آن قدرت روحي را كه امام‌حسين‌ عليه السلام ايجاد كردند قوي‌ترين نيرويي است كه جهان بشريّت از زمان آدم تا كنون به خود ديده است‌.
مشاهده نكرده‌ايد كه چگونه مردم به دليل مظلوميّت آن حضرت جمع مي‌شوند كه اين كار جز در سايه معنويّت امام حسين‌ عليه السلام امكان‌پذير نيست‌!
وقتي داستان كودك شيرخوار امام حسين‌ عليه السلام به ميان مي‌آيد انسان هرچه هم سخت‌دل باشد و يا اصلاً اعتقاد به دين نداشته باشد باز متأثّرشده و اشك از ديدگانش جاري مي‌گردد و در آن لحظه براي اندرز و هدايت آمادگي لازم را پيدا مي‌كند و انديشه‌اش هر نوع ارشاد و اصلاح را مي‌پذيرد.



آثار مجالس عزاداري‌

يكي از تجّار آفريقا كه مرد فهميده و دانشمندي مي‌باشد برنامه‌اش اين است كه هر سال دهه محرّم به طور رايگان براي تبليغ و برپايي مراسم عزاداري امام حسين‌ عليه السلام به يكي از شهرهاي آفريقا مي‌رود.
اين تاجر براي من تعريف كرد: يكبار در دهه محرّم و ايّام عاشورا به شهري وارد شدم كه واعظ و خطيب نداشت و من آمادگي خود را براي وعظ و خطابه اعلام نمودم‌، مردم شهر هم استقبال كردند تا اينكه وقت نماز رسيد، امّا هرچه گوش دادم صداي اذان نشنيدم‌!
پس به خانه‌اي كه سياه‌پوش بود و جمعيّت زيادي براي عزاداري در آن جمع بودند وارد شدم و به يكي از افراد حاضر در مجلس گفتم‌: چرا در محل‌ّ شما صداي اذان شنيده نمي‌شود!
جواب داد: اذان چيست‌؟!
گفتم‌: اذان ... نماز ...
گفت‌: نماز چيست‌؟!
گفتم‌: مگر شما مسلمان نيستيد؟
گفتند: اسلام چيست‌؟!
با تعجّب پرسيدم‌: شما چه مذهبي داريد؟!
گفت‌: ما بودايي هستيم‌.
گفتم‌: پس چرا براي حسين‌ عليه السلام عزاداري مي‌كنيد؟
گفتند: ما در عزاداري از گذشتگان خود پيروي مي‌كنيم‌، آنها هم با اينكه بودايي بودند، براي حسين‌ عليه السلام عزاداري مي‌كردند!
بالاي منبر رفتم و گفتم‌: اي مردم‌! نام حسين‌ عليه السلام و عزاداري حسين‌ عليه السلام به شهر شما آمده است‌، امّا جدّ حسين‌ عليه السلام ، پدر حسين‌ عليه السلام و دين حسين‌ عليه السلام به منطقه شما هنوز نيامده است‌! بياييد حسين‌ عليه السلام را واسطه قرار دهيم‌، تا دين‌، جدّ و پدر او هم به شهر شما قدم گذارد.
از آن روز مشغول به بيان احكام اسلام شدم و اسلام را به آنها معرّفي كردم‌، هنوز دهه محرّم تمام نشده بود كه همه اهالي آن شهر از كوچك و بزرگ‌، فقير و غني‌، مسلمان و شيعه شدند.
مي‌بينيم افراد غير مسلمان و غير شيعه هم براي امام حسين‌ عليه السلام مراسم عزاداري برگزار مي‌كنند و بهترين شاهد آن سوگواريهاي بسيار مفصّلي است كه در هند و پاكستان و آفريقا مرسوم است‌.


پرچم امام حسين‌ عليه السلام

يكي از دانشمندان كراچي براي من نقل كرد كه كشيشي به او گفته بود:
اگر مسيحيّت تنها شخصيّتي همچون حسين شما در اختيارش بود تمام جهان را به زير پرچم و آيين خود درمي‌آورد. در تمامي نقاط جهان در هرجا پرچمي به نام او برمي‌افراشت و مردم را به دور آن جمع مي‌كرد و آنگاه برنامه‌هاي تبليغي خود را منتشر مي‌ساخت‌. امّا شما مسلمانها نمي‌دانيد چگونه از حسين‌ عليه السلام در جهت پيشبرد اهداف اجتماعي و ديني خود استفاده كنيد.
مَثَل ما مثل تاجري است كه ميليونها تومان پول دارد امّا راه تجارت را نمي‌داند. ما مسلمانان همانند مردمي هستيم كه بر روي دريايي از نفت زندگي مي‌كنند امّا هرگز به فكر استخراج اين مادّه حياتي نيستند تا از منافع آن‌، از جمله فروغ و روشنايي بهره‌مند شوند و همچنان در تاريكي و سرماي كشنده به سر مي‌برند.
آيا به راستي آنچه را كه مسلمانان از اين مشعل هدايت و كشتي نجات در جهت پيشبرد هدفهاي تبليغي اسلام استفاده نمودند چون قطره‌اي در برابر دريا نيست‌؟!

تعطيلي دهه محرّم‌

سزاوار است مسلمانان جهان دهه محرم را تعطيل و عزاي عمومي اعلام كنند و سراسر شهرهاي اسلامي را سياه‌پوش نمايند و دسته‌جات و هيئات عزاداري را به راه اندازند و هدف آنها از اين عمل تبليغ دين و نشر احكام و پايدار شدن عقيده و جلب توجّه افكار به مبادي زنده و جاويد اسلام باشد.
به وسيله مجالس عزاداري ديگران بايد متوجّه مراكز مسلمانان شوند چنانچه مسيحيان اين حركت تبليغي و جلب توجّه افكار عمومي جهان نسبت به خود را در ميلاد حضرت عيسي‌ عليه السلام انجام مي‌دهند.
علاوه بر آنكه بدون شك تأثير حزن و اندوه در افكار توده‌ها به مراتب بيش از تأثير شادي و سرور است و اين امر در «روان‌شناسي‌» ثابت شده است‌.
اين مطلب مهم را استعمارگران درك كردند و درصدد كوبيدن شعائر مذهبي و مجالس سوگواري حضرت امام حسين‌ عليه السلام برآمدند و با عناوين مختلف برپايي اينگونه مجالس را در كشورهاي تحت سلطه خود ممنوع ساختند.
وقتي به يكي از رهبران بزرگ كفّار گفته شد: «آيا سربازانت مي‌توانند ده‌هزار سخنران و عالمان ديني را نابود كنند؟!» گفت‌: اين كار درست‌ نيست‌، كار مفيد اين است كه «كربلا‌» از بين برود، زيرا تا وقتي كه نقش حسين‌ عليه السلام و آثار او در خاطره‌ها برقرار است‌، وعّاظ و گويندگان جاويد و اسلام و عقيده مسلمانان استوار است.

كربلاي مقدس
محمّد شيرازي
هدف امام حسين‌ عليه السلام

سؤال‌: نهضت حضرت امام حسين‌ عليه السلام براي چه بود؟
جواب‌: نهضت خونين حضرت سيّدالشهدا عليه السلام براي احياي دين اسلام بود، زيرا اين دين الهي با نقشه‌هاي شوم و شيطاني بني‌اميّه در خطر نابودي قرار گرفته بود كه آن حضرت با خون مبارك خود درخت دين را آبياري و اهداف بني‌اميّه را ريشه‌كن نمود.
سؤال‌: «دين‌» يعني چه‌؟
جواب‌: به راه و روشي كه انسانها را به سعادت دنيا وآخرت برساند «دين‌» مي‌گويند و خود مشتمل بر سه امر است‌:
١ـ عقيده‌
٢ـ گفتار
٣ـ كردار
سؤال‌: «عقيده‌» چيست‌؟
جواب‌: «عقيده‌» به معناي پذيرفتن اصول دين است كه شامل‌:
« توحيد، عدل‌، نبوّت‌، امامت و معاد » مي‌باشد.
سؤال‌: مراد از «گفتار» چيست‌؟
جواب‌: گواهي دادن به يگانگي خداوند متعال و رسالت پيامبر اسلام حضرت محمّد صلي الله عليه و آله و سلم   و اعتراف به امامت ائمّه طاهرين‌ عليهم السلام كه اين انوار مقدّسه عبارتند از:
١) حضرت اميرالمؤمنين علي بن‌ابي‌طالب‌ عليه السلام .
٢) حضرت امام حسن مجتبي‌ عليه السلام .
٣) حضرت امام حسين‌ عليه السلام .
٤) حضرت امام زين العابدين‌ عليه السلام .
٥) حضرت امام محمّد باقر عليه السلام .
٦) حضرت امام جعفر صادق‌ عليه السلام .
٧) حضرت امام موسي كاظم‌ عليه السلام .
٨) حضرت امام رضا عليه السلام .
٩) حضرت امام جواد عليه السلام .
١٠) حضرت امام هادي‌ عليه السلام .
١١) حضرت امام حسن عسكري‌ عليه السلام .
١٢) حضرت امام عصر حجّة بن‌الحسن المهدي‌ عَجَّل‌َ اللَّه‌ُتَعَالَي‌َ فَرَجَه‌ُ الشَّرِيف‌.
همچنين اعتراف و اقرار به مقام عصمت حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها.
سؤال‌: مراد از «كردار» چيست‌؟
جواب‌: پايبند بودن انسان به تمام دستورات الهي بدين ترتيب كه واجبات را به جا آورده و محرّمات را ترك نمايد و بهتر آن است كه مستحبّات را انجام داده و مكروهات را رها كند و در انجام مباحات مخيّر است‌.
سؤال‌: آيا ملتزم بودن به «عقيده‌، گفتار و كردار» فايده و اثري هم دارد؟
جواب‌: بهترين و خوشايندترين ثمره و اثر را كه سعادت در دنيا و فلاح و رستگاري در آخرت است، به دنبال دارد.


شهادت آگاهانه‌

سؤال‌: آيا حضرت امام حسين‌ عليه السلام از شهادت خود در روز عاشورا آگاه بودند و با يقين به آن‌، قيام فرمودند؟
جواب‌: حضرت سيّدالشهدا عليه السلام علم قطعي به شهادت خود داشتند چنانكه مكرّراً به آن اشاره نمودند از جمله هنگام خروج از مدينه و مكّه و حركت به سوي عراق‌، البته علّت قيام خود را تنها براي احيا و نجات دين مبين اسلام بيان فرمودند واينك پس از گذشت قرنها به وضوح مي‌بينيم كه از مهم‌ترين علل حفظ و صيانت دين از گزند حوادث و كيد دشمنان تا به امروز واقعه خونين كربلا و شهادت آن حضرت مي‌باشد.
سؤال‌: آيا امام حسين‌ عليه السلام به هدف مقدّس خود كه احياي دين اسلام بود رسيدند؟
جواب‌: آري‌، قيام عاشورا علاوه بر اينكه وسايل رسوايي و نابودي كامل سلسله بني‌اميّه و ديگر دشمنان دين را فراهم آورد در كنار آن نيز حقيقت و حقانيّت دين را بر همه جهانيان روشن نمود.
سؤال‌: اگر امام حسين‌ عليه السلام به هدفشان رسيدند، پس چرا امروزه بسياري از مسلمانان ـ با بيش از يك ميليارد و نيم جمعيّت ـ در بدترين حالات فقر، جهل‌، بيماري و هرج و مرج به سر مي‌برند؟
چرا در اغلب كشورهاي اسلامي استبداد و جنگ وخونريزي است‌، و اين دشمنان اسلام هستند كه برمسلمانان حكومت مي‌كنند؟
جواب‌: هدف از قيام حضرت سيّدالشهدا عليه السلام را به طور خلاصه مي‌توان اينگونه جمع‌بندي نمود:
الف‌) رسوا نمودن و ريشه‌كن كردن دودمان بني‌اميّه‌
زيرا بني‌اميّه با تكيه بر پول و اسلحه‌، بر سرزمينهاي‌اسلامي سيطره يافته و در فكر نابودي اسلام بودند و به قدري قدرت و نفوذ داشتند كه همه مردم‌، پيروزي بر آن دودمان وشكست آنها را امري غيرممكن مي‌دانستند و در حقيقت خشكانيدن اين شجره خبيثه نه تنها موجب حيات دوباره اسلام و مسلمين شد، بلكه بزرگ‌ترين خدمت به جهان بشريّت به شمار مي‌آيد و در پي قيام آن حضرت‌ عليه السلام ، ظلم وظالم‌، جور و استبداد براي هميشه رسوا گرديد.
ب‌) تصحيح اعتقادات ديني‌
يكي از جنايات بني‌اميّه آن بود كه براي مخدوش جلوه دادن دين و اعتقادات اسلامي و دور نمودن مردم از خط واقعي‌اسلام كه همان مكتب اهل‌بيت عصمت و طهارت‌ عليهم السلام است و براي استحكام پايه‌هاي حكومت خود، دست به جعل احاديث و نشر عقايد باطل مانند «جبر»، «تفويض‌»، «تجسيم‌» و ... زدند. پس از شهادت حضرت امام حسين‌ عليه السلام خط بطلاني بر همه تحريفها و انحرافات عقيدتي بني‌اميّه كشيده شد وسبب گرديد تا عقايد صحيح ديني و سيماي نوراني و زيباي مكتب اسلام و مذهب تشيّع بار ديگر از پشت غبار حكومت بني‌اميّه نمايان شده و بدرخشد.
امروز به بركت آن قيام مقدّس اعتقادات صحيح و مبادي دين در ميان صدها ميليون مسلمان شيعه منتشر، و در هزاران كتاب ثبت و ضبط شده و در شرق و غرب عالم به زبانهاي مختلف منتشر شده است‌.
ج‌) تصحيح رفتار و كردار افراد
در سايه حكومت زورگويانه بني‌اميّه حركات و رفتار مردم رنگ و بوي وحشيگري‌، تندخويي‌، استبداد، بي‌عفّتي و غير انساني به خود گرفته بود كه حضرت امام حسين‌ عليه السلام بار ديگر مكارم اخلاق را كه جدّ بزرگوارشان به بشريت هديه فرموده بودند، زنده كرده و مردم را به شاهراه انسانيّت در همه مراحل زندگي هدايت نمودند.
اگر امروز شاهد گرفتاري مسلمانان و نابساماني دركشورهاي اسلامي هستيم همه ناشي از دور شدن مسلمانها از اسلام و عمل نكردن به دستورات اين شريعت مقدّس مي‌باشد.
سؤال‌: اگر حضرت امام حسين‌ عليه السلام استبداد را ريشه‌كن فرمودند، چرا امروزه شاهد سلطنت حكّام مستبدّي چون صدّام و امثال او و زير فشار و شكنجه قرار گرفتن امّت اسلامي و به يغما بردن همه ثروتهاي كشورهاي اسلامي ازسوي آنها هستيم‌؟
جواب‌: قيام حضرت امام حسين‌ عليه السلام نه تنها موجب‌ سرنگوني و نابودي بني‌اميّه گرديد، بلكه سبب پايه‌ريزي همه نهضتهايي شد كه علل سرنگوني دودمـان بني‌عباس وبسياري از حاكمان ستمگر در طول تاريخ را فراهم ساختند. قيام آن حضرت راه و روش زندگي صحيح و دفاع از حريم دين و احكام الهي و نيز روش پايداري و مجاهدت با ظلم وجور و حاكمان مستبد و خودرأي را براي هميشه به مردم جهان آموخت تا در پرتو آن زندگي آزادانه و شرافتمدانه‌اي داشته باشند. با مراجعه به منابع تاريخ مي‌توان بر اين حقيقت آشكار واقف شد.
آري‌، تقصير گرفتاري كنوني مسلمانان‌، در مشكلات فراوان اقتصادي‌، سياسي‌، اجتماعي و غيره از خود آنهاست‌، همان‌طور كه كليد و علاج و درمان اين نابسامانيها نيز به دست‌ ايشان مي‌باشد و مرحوم شيخ بهايي چه زيبا سروده است‌:
اسلام به ذات خود ندارد عيبي‌                                           هر عيب كه هست از مسلماني ماست‌

سؤال‌: مثالي براي اين مطلب بياوريد؟
جواب‌: در اينجا براي توضيح بيشتر به مثالي اشاره مي‌كنيم. اگر پزشكي كاردان كه بيماري را به خوبي تشخيص مي‌دهد، دستورات لازم را براي بهبودي بيمار صادر كرد، آيا تنها تشخيص بيماري و تعيين چگونگي معالجه بدون عمل به دستور پزشك‌، درمان امكان‌پذير است‌؟
در صورتي كه بيمار به دستورات طبيب توجّه نكرد، چه‌كسي مقصّر است‌، طبيب يا بيمار؟
حضرت سيّدالشهدا عليه السلام راه علاج و درمان جامعه گرفتار وغوطه‌ور در مشكلات و راه و روش نيل به سعادت در دنيا وآخرت را براي همه نسلها روشن فرمودند و به شهادت تاريخ در زمان شيخ مفيد، سيّد مرتضي، علامه حلي، فخرالمحقّقين، محقّق كركي، شيخ بهائي، علامه مجلسي و ديگر علما و بزرگان شيعه – اعلي الله درجاتهم - چون امّت اسلامي نسبتاً به اين دستورات حيات‌بخش عمل مي‌كرد، در اوج عزّت و سعادت و در كمال خير و رفاه بسر مي‌برد و هيچ يك از صدها و هزاران مشكلات امروزي را كه امّتهاي اسلامي با آن ‌دست به گريبان است نداشت‌، بلكه اين دشمنان اسلام بودندكه در دريايي از بدبختي و عقب‌افتادگي و جهل و ناداني بسر مي‌بردند.



مشكلات جهان اسلام‌

سؤال‌: آيا مشكلات امروزه جهان اسلام قابل علاج ودرمان است‌؟
جواب‌: آري‌! دين اسلام و مكتب اهل‌بيت‌ عليهم السلام محدود به زمان خاص و امّت و قوم خاصّي نبوده و نيست‌، بلكه براي همه بشريّت در طول قرون و اعصار مي‌باشد و براي تمامي مشكلات و نيازهاي بشر، درمان و راه مناسب را بيان فرموده است‌.
سؤال‌: علاج و درماني كه لازم است مسلمانان به آن عمل‌كنند تا دوباره عزّت و آقايي از دست رفته خود را به دست آورند و از سيل مشكلات فزاينده كنوني رهايي يابند چيست‌؟
جواب‌: علاج مشكلات امروزه مسلمانان در سايه عمل به‌ اين چهار امر ممكن است‌:
١ ـ امّت واحده‌
٢ ـ اخوّت اسلامي‌
٣ ـ آزادي‌
٤ ـ شورا




امّت واحده‌

بايد امّت واحدي كه خداي متعال در آيه شريفه به آن‌اشاره فرموده‌: (وَ ان‌َّ هَذِه‌ِ أُمَّتُكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً) و پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم   آن را پايه‌ريزي و تحقّق بخشيدند در جامعه كنوني اسلامي تحقّق يابد. آيا امروز امّت اسلامي يك امّت واحد است يا آنگونه كه مي‌بينيم به دهها امّت بيگانه و جداي از هم تقسيم شده است‌؟!
سؤال‌: مقصود از «امّت واحده‌» چيست‌؟
جواب‌: «امّت واحده‌» به اين معني است كه بايد تمام مرزهاي جغرافيايي از ميان كشورهاي اسلامي برداشته شود و يك حكومت و دولت عظيم و گسترده اسلامي تشكيل شود.
سؤال‌: آيا تشكيل چنين حكومت گسترده و بزرگي با توجّه به شرايط امروزي دنيا ممكن است‌؟
جواب‌: بهترين شاهد بر امكان تحقّق اين امر دو كشور«هند» و «چين‌» مي‌باشند كه تا حدود نيم قرن پيش‌، دهها و بلكه صدها حكومت خود مختار داشتند، امّا با وجود اختلافات در دين‌، عقيده‌، لغت و آداب و رسوم به همّت مردم خود، مرزها و حدود بي‌مفهوم و غير واقعي را از ميان برداشتند، به طوري كه اينك به صورت دو حكومت بسيار وسيع و پرجمعيّت درآمده‌اند، كه بر اساس آخرين آمارهاي منتشره‌، كشور هند يك دولت مستقل با جمعيّتي حدود هزار ميليون و كشور چين يك دولت مستقل با جمعيّتي حدود هزار و سيصد ميليون مي‌باشد و اكنون نيز زمزمه‌هاي لزوم اتّحاد اروپا و برچيدن مرزهاي جغرافيايي از ميان همه‌ كشورهاي اروپايي و حركت به سوي اروپاي متّحد شنيده مي‌شود.
چگونه ديگران با وجود همه اختلافات موجود در دين‌، مبادي‌، عقايد، آداب و رسوم و قبايل با هم متّحد شدند، و يا اروپائيان به اين نتيجه رسيدند كه مرزها و دوگانگي‌ها و قوانين ساختگي كه به پاره پاره شدن ملّتها انجاميده نه تنها بي‌ثمر بوده‌، بلكه مانع بسياري از تقدّمها و پيشرفتها است امّا امّتي كه دين و آيين و كتاب و پيامبرش يكي است و قرنها يك امّت بوده نمي‌تواند متّحد و يكپارچه باشد؟!
و حال آنكه خداوند متعال وعده فرموده است‌: (اِن‌ْتَنْصُرُوا اللَّه‌َ يَنْصُرْكُم‌ْ وَ يُثَبِّت‌ْ أَقْدَامَكُم‌ْ).
همچنين پروردگار متعال فرموده است‌: (اِن‌ْ يَنْصُرْكُم‌ُ اللَّه‌ُ فَلاَ غَالِب‌َ لَكُم‌ْ).
البته وعده خداي متعال حق و صادق است‌، چنانكه فرموده‌: (وَ مَن‌ْ أَصْدَق‌ُ مِن‌َ اللَّه‌ِ قِيلاً).
همچنين مي‌فرمايد: (وَ مَن‌ْ أَصْدَق‌ُ مِن‌َ اللَّه‌ِحَدِيثاً).

اخوّت اسلامي‌

دوّمين امري كه بايد مسلمانان به آن عمل كنند تا از مشكلات فعلي رهايي يافته و عزّت از دست رفته خود را بازيابند اين است كه برادري و اخوّت اسلامي به ميان آنان ‌بازگردد، چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد:
(انَّمَا الْمُؤْمِنُون‌َ اخْوَة‌ٌ)
امّا متأسّفانه اكنون مسلمانان نه تنها با هم برادر نيستند، بلكه يكديگر را بيگانه مي‌خوانند.
اگر اخوّت اسلامي در جامعه حاكم باشد هر فرد مسلمان مي‌تواند در هر كشور از كشورهاي اسلامي از تمامي مزايا و آزاديهاي فردي و اجتماعي دين مبين اسلام برخوردار باشد كه موارد ذيل از آن جمله است‌:
١) به تمام كشورهاي اسلامي سفر كند بدون آنكه نيازي به گذرنامه‌، ويزا و مانند آنها داشته باشد.
٢) بدون در نظر گرفتن تابعيّت اين دولت يا آن دولت‌، بتواند بر طبق موازين شرع مقدّس در باب ازدواج‌، به فرد مسلمان مورد نظر دختر بدهد و از خانواده مسلمان مورد نظر دختر بگيرد.
٣) حق اقامت و سكونت در هر يك از كشورهاي اسلامي را كه بخواهد، داشته باشد.
٤) هيچ محدوديّتي در تجارت و صنعت و كسب دلخواه او ـ به غير از درآمدهاي حرام ـ در جاي جاي كشورهاي اسلامي نداشته باشد.
٥) بتواند در كشورهاي اسلامي خانه و زمين و ساير املاك دلخواه خود را خريداري كند.
٦) هيچ‌گونه منعي در زراعت و ساختمان‌سازي در هرمنطقه از مناطق اسلامي براي او نباشد.
٧) در انجام هرگونه فعاليت سياسي و اقتصادي واجتماعي و غيره در تمام كشورهاي اسلامي آزاد باشد اعم از تشكيل حزب‌، تأسيس و راه‌اندازي راديو و تلويزيون‌، انتشار مجله و روزنامه و حتّي تلاش و رقابت صحيح براي رسيدن به حكومت و ...
به طور كلّي در همه شئون با ساير مسلمانها مساوي باشد چون مسأله زبان‌، شكل‌، محل‌ّ تولد، محل‌ّ سكونت و امثال آن در اسلام سبب برتري قومي بر قوم ديگر نمي‌شود و همه مسلمانها در حكومت اسلام از حقوق برابر برخوردارند، چنانكه در روايات و تواريخ آمده است‌: به مجرّد آنكه فردي به دين اسلام روي مي‌آورد، در همه حقوق با رهبر حكومت اسلامي برابر بود.




آزادي‌

سومين امري كه مسلمانان بايد به آن عمل كنند تا از مشكلات فعلي رهايي يافته و به سعادت برسند، اين است كه آزادي اسلامي به سرزمينهاي مسلمانان بازگردد، چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد:
(وَ يَضَع‌ُ عَنْهُم‌ْ اصْرَهُم‌ْ وَ الاغْلاَل‌َ الَّتِي‌ كَانَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ)
مقصود از «آزادي اسلامي‌» اين است كه هر مسلماني در هر كشور اسلامي تمامي آزاديها را داشته باشد به طوري كه بتواند؛ غير از محرّمات كه بسيار كم و محدود است‌؛ تمام‌ كارها را به آساني انجام دهد بدون اينكه نيازي به اخذ مجوّز يا پروانه‌اي داشته باشد كه ملزم به پرداخت عوارض و مالياتي گردد.
بنابراين همه مردم در پرتو قوانين صحيح اسلامي ازتمامي آزاديها برخوردارند مانند آزادي در: «تجارت بازرگاني‌»، «زراعت‌»، «صنعت‌»، «سفر»، «اقامت‌»، «عمران و سازندگي‌»، «كار و اشتغال‌»، «حيازت مباحات‌»، «ساخت‌كارگاه و كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ صنعتي‌»، «فعاليتهاي فرهنگي‌»، «نشر كتاب و روزنامه و مجله‌»، «استفاده از رسانه‌هاي گروهي مانند: راديو و تلويزيون‌»، «اظهار نظر وانتقادهاي سازنده‌»، «كانديدا نمودن خود در انتخابات‌»،«تقليد از هر مرجع تقليد جامع الشرايط‌» و ... بسياري از آزاديهاي ديگر كه به مراتب از آزاديهايي كه غرب ادعا مي‌كند بيشتر است و اگر غربيها به آزاديهاي اسلام عمل مي‌كردند پيشرفت بيشتري داشتند، كه ما شرح اين مطلب را در بعضي‌ از كتابهاي خود بيان نموده‌ايم‌.
بنابراين هيچ فرد يا سازمان يا اداره‌اي حق‌ّ جلوگيري از آزاديهاي مشروع مردم را ندارد و مشروط نمودن اعمال و كارها به اخذ مجوز، پروانه‌، عوارض و مانند آن صحيح نمي‌باشد.
در حقيقت ممانعت نمودن از اين آزاديها كه حق‌ّ مسلّم هرانساني است از محرّمات شرع اسلام است زيرا يكي از مهم‌ترين و مشهورترين قوانين فقهي و اسلامي‌: «اَلنَّاس‌ُ مُسَلَّطُون‌َ عَلي‌َ أَمْوَالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ» مي‌باشد يعني اينكه كليه انسانها بر اموال و جان خويش تسلّط دارند و از آزادي كامل برخوردارند مگر در محرّمات.


شورا

چهارمين امري كه پياده كردن آن براي رهايي از مشكلات ‌و رسيدن به سعادت لازم مي‌باشد، اين است كه راه و روش حكومت‌، در جامعه اسلامي از طريق شورا باشد، نه از راه استبدادي و فردي‌، چرا كه خداوند متعال در قرآن مجيد مي‌فرمايد: (وَ أَمْرُهُم‌ْ شُوري‌َ بَيْنَهُم‌ْ).
بنابراين هرگونه استبداد، فردگرايي‌، تك حزبي‌، بي‌اعتنايي به آرا و نظرات و تضييع حقوق ديگران غير شرعي‌ و حرام است و بايد كليه گروههاي اسلامي و تمامي روشنفكران‌، آزاد و از خدمات و علوم آنان استفاده شود و رسانه‌هاي گروهي نيز در اختيار آنان گذاشته شود.
از طرفي تعدّد احزاب‌، گروهها، انجمنها و... جهت رقابت سالم در جامعه و نفي استبداد و فرد محوري لازم است و بايد شوراي فقها در رأس حكومت اسلامي قرار گيرد، رئيس دولت با انتخابات كاملاً آزاد تعيين شود و هر چهار سال‌ (بيشتر يا كمتر)، بر اساس آنچه «شوراي فقها» آن را تعيين مي‌كند انتخابات تجديد شود.
امّا آنچه كه در بعضي از كشورهاي اسلامي شاهد آن هستيم كه فردي بر مسند قدرت تكيه زده و كنار نمي‌رود ـ مانند كشور عراق ـ ، جايز نيست‌.



روش تطبيق‌

سؤال‌: راه تطبيق چهار امري كه بيان شد چيست‌؟
جواب‌: براي پياده نمودن و تحقّق امور ياد شده و تطبيق آن در جامعه‌، بايد در كنار شوراي مرجعيّت به عنوان محور فعاليتها و خدمات ديني و اجتماعي‌، ديگر سازمانها ومؤسسات ديني و اسلامي و احزاب و گروههاي فعّال در مسائل اجتماعي وارد عمل شده‌، به رعايت و انجام گرفتن امور زير مبادرت ورزند:
١) پياده شدن صفات اخلاقي در جامعه‌: چنانكه پيامبراسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم   فرموده‌: «انَّمَا بُعِثْت‌ُ لاتَمِّم‌َ مَكَارِم‌َ الاخْلاَق‌ِ»
«خداوند مرا به رسالت و پيامبري مبعوث گردانيد تا اخلاق را در جامعه پياده كنم‌».
و ديديم كه چگونه پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم   و ائمه معصومين‌ عليهم السلام با اخلاق نيكوي خود مردم را هدايت نمودند.
٢) دوري كامل از خشونت‌، تندخويي و سختگيري در همه شئون زندگي‌، چرا كه تندي و فشار نتيجه‌اي جز انزجار و دور شدن مردم را در پي ندارد و دين اسلام دين «سِلم‌» و نرمي ‌و آساني است نه دين خشونت و تندي‌، بنابراين هرگونه اعدام‌، دستگيري‌، شكنجه‌، مصادره اموال‌، تجسّس در كار مردم و تحت فشار قرار دادن آنها جايز نيست‌، مگر در موارد بسيار كمي كه فقها در باب قصاص و حدود و تعزيرات استثنا فرموده‌اند.
٣) ارتقاء و بالا بردن سطح فرهنگ مردم‌ از طريق انتشار وتوزيع وسايل تبليغي مانند: كتاب‌، روزنامه‌، مجله‌، نوار، راديو، تلويزيون‌، كامپيوتر، ماهواره و امثال آن و كمترين مقدار كتابي كه در اين زمينه لازم است يك ميليارد و ششصد ميليون كتاب‌، به تعداد جمعيت مسلمانان در سرتاسر جهان مي‌باشد.
٤) پشتكار داشتن‌ به طوري كه فعاليتها به طور مستمر ادامه داشته باشد، چنانكه خداوند در قرآن كريم فرموده است‌:
(الَّذِين‌َ قَالُوا رَبُّنَا اللَّه‌ُ ثُم‌َّ اسْتَقَامُواْ)
زيرا به تجربه ثابت شده كه كارهاي مقطعي و كوتاه مدّت كه به صورت ظاهري و سطحي انجام مي‌گيرد، داراي نتيجه مطلوب ريشه‌اي و اساسي نخواهد بود.
٥) اتحاد كلمه‌ به طوري كه اختلافات را كنار گذاشته و از هرگونه تفرقه‌اي بپرهيزند، همان طور كه خداوند متعال در قرآن حكيم فرموده‌:
(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْل‌ِ اللَّه‌ِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفَرَّقُواْ)
اينك بر يكايك ما لازم است كه در حدّ توان و قدرت كوشش كنيم تا رسالت حيات‌بخش اسلام و هدف رسول اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم   و ائمّه طاهرين‌ عليهم السلام و مخصوصاً حضرت امام حسين‌ عليه السلام براي همه جهانيان روشن گردد و مسلمانان به آن جامه عمل بپوشانند تا از مشكلات فعلي رهايي يافته وسعادت و عزّت و سربلندي خود را بازيابند.

شعائر امام حسين‌ عليه السلام

سؤال‌: در حال حاضر وظيفه ما نسبت به امام حسين‌ عليه السلام چيست‌؟
جواب‌: بر همگي ما لازم است تا از حضرت امام حسين‌ عليه السلام و فلسفه قيام خونين آن حضرت شناخت كامل پيدا نموده و سعي كنيم به همه دستورات حيات‌بخش پيامبر و اهل‌بيت عصمت و طهارت‌ عليهم السلام عمل كرده و جهانيان را با اين‌انوار پاك آشنا سازيم و از طرفي نسبت به تعظيم هر چه بيشتر شعائر امام حسين‌ عليه السلام بكوشيم‌.
سؤال‌: مقصود از شعائر امام حسين‌ عليه السلام چيست‌؟
جواب‌: هر گونه عزاداريهاي مرسوم در بين شيعيان وعلاقمندان به حضرت سيّدالشهدا عليه السلام از مصاديق شعائرحسيني بوده و مشمول اين آيه شريفه مي‌باشد:
(وَ مَن‌ْ يُعَظِّم‌ْ شَعَائِرَ اللَّه‌ِ فَانَّهَا مِن‌ْ تَقْوَي الْقُلُوب‌ِ)
در روايات وارده از ائمّه طاهرين‌ عليهم السلام بر تشكيل مجالس سوگواري و عزاداري و احياي امر و زنده نگه‌داشتن ياد اهل‌بيت‌ عليهم السلام و ذكر مصايب حضرت امام حسين‌ عليه السلام تأكيد بسيار شده و براي برپا كنندگان آن ثواب و اجر اخروي فراواني ذكر شده است‌.
در روايتي از امام صادق‌ عليه السلام است كه فرمودند:
«أَحْيُوا أَمْرَنَا رَحِم‌َ اللَّه‌ُ مَن‌ْ أَحْيَا أَمْرَنَا»
«ياد ما را زنده كنيد، خداي رحمت كند آن كسي را كه‌، ياد ما را زنده نگه مي‌دارد».
از جمله شعائر آقا امام حسين‌ عليه السلام ، مي‌توان به تشكيل مجالس روضه و سوگواري‌، تأسيس هيئتها و حسينيّه‌ها و برپا نمودن مجالس هفتگي در مساجد و حسينيّه‌ها و خانه‌ها اشاره نمود.
سؤال‌: شعائر امام حسين‌ عليه السلام اعم‌ّ از سينه‌زني‌، زنجيرزني‌، قمه‌زني و ... چه حكمي دارد؟
جواب‌: بنابر مشهور بين فقها شعائر امام حسين‌ عليه السلام به هر نحوي كه باشد جايز، بلكه مستحب بوده و تا كنون ميليونها نفر به بركت همين شعائر مقدّس و توجّه حضرت ‌سيّدالشهدا عليه السلام به عزاداران‌، به اسلام و تشيّع روي آورده و هدايت شده‌اند.
سؤال‌: آيا با تمسخر و استهزاي افراد نادان نسبت به اين شعائر، حكم آن تغيير مي‌كند؟
جواب‌: تمسخر و استهزا، سبب تغيير حكم نمي‌شود، بلكه لازم است تا تمامي افراد ناآگاه را نسبت به فلسفه و اهميّت عزاداري آگاه كنيم‌.
سؤال‌: چرا دشمنان اسلام در طول تاريخ همواره از شعائر امام حسين‌ عليه السلام واهمه و ترس داشته و به روشهاي مختلف سعي در ممانعت از برگزاري آن مي‌نمايند؟
جواب‌: زيرا رمز موفقيّت و صيانت دين و مكتب تشيّع درطول تاريخ‌، همين شعائر حضرت سيّدالشهدا عليه السلام بوده وحكومتهاي ظالم هميشه با زنده شدن ياد قيام عاشورا، اساس و پايه‌هاي حكومت خود را در خطر مي‌بينند، لذا چاره‌اي جز مخالفت و ممانعت از برگزاري آن نمي‌يابند.
در پايان اميدواريم روزي فرا رسد كه همه مسلمانان و مردم جهان از مكتب امام حسين‌ عليه السلام ، اين چراغ پرفروغ هدايت و روشني‌بخش بهره‌هاي كافي و وافي گرفته‌، در راه سعادت دنيا و آخرت خود گام بردارند.
(وَ سَيَعْلَم‌ُ الَّذِين‌َ ظَلَمُوا أَي‌َّ مُنْقَلَب‌ٍ يَنْقَلِبُون‌َ)

و اللَّه الموفّق المستعان ..
قم مقدس
محمّد شيرازي





مقدمه

بسم اللّه الرحمن الرحيم
الحمد للَّه رب‌ّ العالمين‌
و الصلوَة و السلام علي‌َ محمّدٍ و آله الطاهرين‌.

هان اي عاشورا ...
اي زمانه فيض و عطاي الهي‌
اي زمانه كسب فضيلت و تقوي و اخلاق‌
اي هنگامه دانش و شناخت‌
و اي رمز پيروزي پايه‌هاي حق بر همه لشكرهاي ظلمت و ظلم‌.

اگر از بزرگ دانشگاه تو گاندي ـ رهبر هند ـ هم درس مظلوميت از سرور و آقاي شهيدان حضرت امام حسين‌ عليه السلام مي‌آموزد كه چگونه مظلوم باشد تا پيروز شود پس مسلمانها و خصوصاً شيعيان‌، ارادتمندان و دلباختگان آن امام و رهبر آزادگان جهان به آموختن و فراگيري و به كسب فيض و عطيّه از اين دانشگاه سزاوارتر مي‌باشند.
اگر از باران اين رحمت الهي كه براي زنده كردن زمينهاي مرده فرود مي‌آيد به نحو درست و كامل استفاده شود، روييدن گلها و به بار نشستن درختان ميوه‌دار را در پي دارد و زمين را از گلستان و دلها را از شادي وطراوت سرشار مي‌نمايد و هرچه درجه بهره‌برداري كاهش يابد به همان نسبت سود حاصله كم خواهد شد و اگر از آن بهره‌اي نبرند به اعماق زمين فرو رفته و آدمي را از اين نعمت خدادادي زياني غير قابل جبران حاصل مي‌شود. گاه همين باران رحمت در گودالها و زمينهاي پست و پرنشيب جمع شده به مرداب و باتلاقي تبديل مي‌شود كه سبب آلودگي محيط زيست و افزايش بسياري از بيماريها مي‌گردد و بسيارند نعمتهاي الهي كه وضعي اينگونه دارند. از ميوه‌اي چون انگور كه به عنوان نوعي خوراكي استفاده مي‌شود، گاهي در معالجه بعضي بيماريها و تقويت جسمي افراد رنجور و بيمار در دوران نقاهت به كار مي‌رود و گاهي هم آن را فاسد نموده و به دور مي‌ريزند يا از آن شرابي زيانبار مي‌سازند.
اوّل‌: از مصاديق اين آيه شريفه است‌: (كُلُوا وَ اشْرَبُوا ...)
دوم‌: از مصاديق اين آيه شريفه است‌: (يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا ...)
سوم‌: از بين بردن و زياده‌روي در مصرف كه در قرآن كريم از آن منع شده است‌: (وَ لاَ تُسْرِفُوا) و (ان‌َّ الْمُبَذِّرِين‌َ كَانُوا اخْوَان‌َالشَّيَاطِيِن‌َ)
چهارم‌: كفران و تبديل نعمت الهي در راه معصيت او از مصاديق اين‌ كلام خداي سبحان است‌: (اَلَم‌ْ تَرَ الَي الَّذِيِن‌َ بَدَّلُوا نِعْمَت‌َ اللَّه‌ِ كُفْراً)
مواردي كه اشاره شد همه در بُعد مادّي بودند ولي در زمينه معنوي نيز امر اينگونه است چنانچه پروردگار متعال در شأن قرآن كريم فرموده است‌:
(وَ نُنَزِّل‌ُ مِن‌َ الْقُرآن‌ِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَة‌ٌ لِلْمُؤْمِنِين‌َ وَ لاَ يَزِيدُ الظَّالِمِين‌َ اِلاَّخَسَاراً).
(قُل‌ْ هُوَ لِلَّذِين‌َ آمَنُوا هُدي‌ً وَ شِفَاءٌ وَ الَّذِين‌َ لاَ يُؤْمِنُون‌َ فِي‌ آذَانِهِم‌ْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِم عَمي‌ً). دهه عاشورا همچون باران مي‌ماند كه گاه عاصيان و طاغيان از اين مناسبت در جهت خلاف مسير و اهداف متعالي و والاي آن بهره مي‌برند و به كشتار انسانهاي بي‌گناه و سوزاندن مساجد و حسينيّه‌ها و مراكز ديني و يورش بر هيأتها و دسته‌جات عزاداري و ايجاد فتنه و تفرقه دست مي‌آلايند چنانكه بعضي گروههاي منحرف در كشورهاي اسلامي‌ در راستاي اجراي سياست استعماري (تفرقه‌ اندازان‌) به اينگونه اعمال‌ غيرانساني دست مي‌زنند.
گاه برخي افراد بي‌بندوبار و گنهكار از اين روزها در جهت ارتكاب محرّمات الهي‌ و اسراف در خوردن و آشاميدن استفاده نموده‌، اوقات خود را در انجام كارهاي بيهوده هدر مي‌دهند.
گاه از اين ايّام در جهت زنده نگه‌داشتن ياد و خاطره حضرت‌سيّدالشهدا عليه السلام و فوايد و مزايايي كه شعائر به همراه دارد استفاده مي‌شود كه بي‌شك اين عمل از بهترين و نزديك‌ترين راههاي تقرّب به پروردگار و موجب خير و سعادت در دنيا و آخرت است‌.
امّا سخن خداي متعال‌: (يَأْخُذُوا بِأحْسَنِهَا) اقتضا مي‌كند كه همگان بهترين و كامل‌ترين استفاده و بهره‌برداري را در شئون مختلف از اين ماه سوگواري بنمايند.
همان‌طور كه خالق سبحان فرموده است‌: (أَجَعَلْتُم‌ْ سِقَايَة‌َ الْحَاج‌ِّ وَعَمَارَة‌َ الْمَسْجِدِ الْحَرَام‌ِ كَمَن‌ْ آمَن‌َ بِاللَّه‌ِ وَ الْيَوم‌ِ الا‌خَرِ وَ جَاهَدَ فِي‌ سَبِيل‌ِاللَّه‌) اين مطلب را مي‌رساند كه «سيراب نمودن حاجيان‌» و «تعمير مسجدالحرام‌» در پيشگاه خداي متعال از بهترين طاعات است امّا برخورداري از ايماني مستحكم و پايدار و جهاد در راه خدا و حركت پيگير در راستاي دستورات الهي بسيار بالاتر و والاتر از آن دو كار پسنديده و نيك مي‌باشد.
البتّه هدف اين جزوه بيان راه برتر و فراگيرتر براي بهترين استفاده و بهره‌برداري ممكن از اين مناسبت در جهت خدمت به دين و انسانيّت ونجات انسانها از گمراهي و تباهي است‌. اگر «لنين‌» ـ آن جبّار ظالم‌تاريخ‌ ـ در سخنان خود تصريح مي‌كند: «كربلا را نابود و ويران كنيد» هدفش نابودي روح كربلاست كه سرتاسر تاريخش مالامال از رشادتها وبه ذلّت كشاندن جبّاران و طاغوتيان است هدف نابودي معنويّات اخلاقي و انساني كربلاست و تا زماني كه كربلا در قلبها و سينه‌ها زنده است‌، سرچشمه‌اي نورافشان و هدايتگر براي دين‌، دانشگاه ومدرسه‌اي براي همه علما و سخنوران و نويسندگان و پايگاهي براي فضيلت و ايمان‌، اخلاق و تقوا باقي خواهد ماند.
اينها همه با اساس و پايه‌هاي كمونيسم مغاير و متناقض است‌ از اين‌ رو فرياد برمي‌آورد كه كربلا را نابود كنيد و اين تنها سخن لنين نيست پيش از او يزيد، حجّاج‌، هارون و متوكّل‌، حكومت عثمانيها پهلوي‌ اوّل‌،وهابيها و دهها طاغوت ديگر بر اين مسئله توصيه‌ كردند، طاغوتهايي همچون بَكر و صدام كه دو حوزه علميّه نجف و كربلا را متلاشي كردند و در جريان جنبش مردمي عراق‌، صدام بيش از سي‌هزار نفراز مردم را كشت‌، مساجد و حسينيّه‌ها و مدارس و كتابخانه‌ها و درمانگاهها و قبور علما و هزارها خانه و باغ و مغازه و مراكز تجاري را ويران كرد، دو گنبد مطهّر حرم‌حضرت سيّدالشهدا و حضرت اباالفضل العبّاس‌ عليهما السلام را با گلوله‌هاي توپ مورد اصابت قرار داد و چنان جنايت هولناك و حمّام خوني در دو حرم مقدّس و منوّر به راه انداخت كه قابل وصف نيست‌ و اين جنايت استمرار همان جنايتهاي لشكر يزيد در مدينه منوّره و حرم مطهّر پيامبر عظيم‌الشأن اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم و جنايت‌هاي حجّاج به دستور خليفه اموي ‌در مسجد الحرام است‌.
امّا سنّت و اراده الهي در اين جهان‌، رفعت و اعتلاي پرچم حق و نابودي و ذلّت باطل است‌، لذا همه طاغوتها و ستمگران رفتند (وَ أُتْبِعُوافِي‌ هَذِه‌ِ الدُّنْيَا لَعْنَة‌ً وَ يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌) و كربلا همچنان پاك و پاينده و بالنده پابرجاست و خود سرچشمه دين و عقيده و آموزشگاه اخ لاق و فضيلت و تحرّك مي‌باشد و از لحظه شهادت آن امام و سرور شهيدان تا كنون كربلا چراغي فرا روي همه مجاهدان و آزادگان و نور روشنگري فرا راه همه امّتها و ملّتها و مدرسه‌اي براي تربيت عالمان و مبلّغان وحاملان قلم بوده و تا روز ظهور حضرت صاحب الامر عَجَّل‌َ اللَّه‌ُ تَعَالَي‌َ فَرَجَه‌ُالشَّرِيف باقي خواهد ماند.
همان‌گونه كه عقيله بني‌هاشم حضرت زينب كبري‌ سلام الله عليها خطاب به‌حضرت امام زين العابدين‌ عليه السلام عرضه داشت‌:
«وَ يَنْصِبُون‌َ ـ النَّاس ـ لِهَذَا الطَّف‌ِّ عَلَماً لِقَبْرِ أَبِيك سَيِّدِالشُّهَدَاءِ عليه السلام لاَ يُدْرَس‌ُأَثَرُه‌ُ وَ لاَ يَعْفُو رَسْمُه‌ُ عَلَي‌َ كُرُورِ اللَّيَالي‌ وَ الايَّام‌ِ وَ لَيَجْتَهِدَن‌َّ أَئِمَّة‌ُ الْكُفْرِ وَ أَشْيَاع‌ُالضَّلاَلَة‌ِ فِي‌ مَحْوِه‌ِ وَ تَطْمِيسِه‌ِ فَلاَ يَزْدَادُ أَثَرُه‌ُ الاَّ ظُهُوراً وَ أَمْرُه‌ُ الاَّ عُلُوّاً».
«در اين سرزمين انسانها چنان عَلَم و نشاني بر قبر مطهّر پدرت حضرت سيّدالشهدا عليه السلام برپا كنند كه به گذشت سالها و قرنها نه اثرش كهنه شود و نه صورتش پنهان و چه بسيار كه امامان كفر و پيروان ضلالت‌ مي‌كوشند تا اثرش را محو و مخفي كنند امّا ـ حاشا و كلاّ ـ هر روز اثرش ظاهرتر و ياد و شأن و جلالتش رفيع‌تر گردد» و نيز آن بانوي طاهره‌ سلام الله عليها خطاب به يزيد فرمود:
«فَكِدْ كَيْدَكَ وَاسْع‌َ سَعْيَكَ وَ نَاصِب‌ْ جَهْدَكَ فَوَاللَّه‌ِ لاَ تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لاَ تُمِيت‌ُوَحْيَنَا».
«همه نيرنگها و خدعه‌هايت را به كار بند و همه تلاش و كوشش خود را بنما، امّا به خدا سوگند كه توان محو كردن نام و ياد ما و خاموش كردن فروغ جاودانه وحي ما را نخواهي داشت‌».
زود باشد كه صدام اين طاغوت عراق به اذن پروردگار متعال همچون ساير طاغوتها و ستمگران پيشين سرنگون گردد (وَ سَيَعْلَم‌ُ الَّذِين‌َ ظَلَمُواأَي‌َّ مُنْقَلَب‌ٍ يَنْقَلِبُون‌َ).
بر ما كه رضايت خالق و سعادت در روز جزا را آرزو داريم واجب است تا همه تلاش و توان خود را براي زنده نگه‌داشتن كربلا و تمامي مشاهد مشرّفه در دو بُعد مادّي و معنوي بكار بريم و از اين چراغ پر فروغ‌، بيشترين استفاده را بنماييم. چراغي كه راه و صحنه كارزار را برهمه طالبان سعادت در اين ديار و بهشت برين در آن جهان نمايان و نشان‌ دهد كه «حسين‌ عليه السلام مشعل هدايت و كشتي نجات است‌» و عاشورا بهترين زمان براي رسيدن به اين هدف والا مي‌باشد.
٦ شوّال المكرّم . ١٤١٤ هجري
قـم مقـدّس
محمّد شيرازي


تبلور كرامات و ارزشهاي اخلاقي‌

لازم است از مجالس يادآور قيام عاشورا جهت تثبيت و استوار شدن پايه‌هاي ايمان و فضيلت، تقوا و ارزشهاي اخلاقي در ميان مسلمانان استفاده شود، چرا كه آراسته شدن به صفات والاي انساني مسلمانان را در برابر بيماريهاي گوناگون رواني كه اكنون در جهان مادّي‌گر منتشرگرديده مصون مي‌دارد، چنانكه بايد در جهت گسترش و تقويت هرچه بيشتر اين صفات و ارزشها در افراد تلاش گردد كه صفات و خصلتها داراي مراتب و درجات مي‌باشند.
ضروري است براي ارشاد و تبليغ و نشر احكام الهي از تعاليم حيات‌بخش پيامبر عظيم‌الشأن اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم كه امّتها را به تطبيق شورا و به اجرا در آوردن آزاديهاي اسلامي و تحقّق امّت واحده و اخوّت اسلامي‌، برقراري صلح و آرامش و عمل به وظيفه عقلي و ديني امر به معروف ونهي از منكر دعوت نموده و در پرتو آنها سعادت در دنيا و آخرت را وعده فرمود، به بهترين وجه بهره‌برداري شود.
براي تحقّق اين مفاهيم و جامه عمل پوشاندن به اين اصول حياتي در جامعه اسلامي بود كه پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم و امام اميرالمؤمنين و امام حسن‌ عليهما السلام تا به آن حد تلاش و مجاهدت نمودند و امام حسين‌ عليه السلام هم با قيام مقدّس خود در همان مسير قدم برداشته و در سخنان خود به هدف و انگيزه از قيام خود تأكيد فرمود: «انّي‌ لَم‌ْ أَخْرُج أَشَرّاً وَ لاَ بَطَراً وَ لاَ مُفْسِداً وَلاَ ظَالِماً وَ انَّمَا خَرَجْت‌ُ لِطَلَب‌ِ الاصْلاَح‌ِ فِي‌ أُمَّة‌ِ جَدِّي‌ وَشِيعة‌ِ أبِي‌ عَلي‌بن‌ِأبي‌طَالِب‌ٍ عليه السلام». و فرمود: «نَحْن‌ُ وَ بَنُو أُمَيّة‌َ اخْتَصَمْنَا فِي‌ اللَّه‌ِ عَزَّوَجَل‌َّ قُلْنَا: صَدَق‌َ اللَّه‌ُ وَ قَالُوا:كَذَب‌َ اللَّه‌ُ، فَنَحْن‌ُ وَ ايّاهُمَا الخَصْمَان‌ُ يَوْم‌َ القيَامَة‌ِ».
و خطاب به پروردگار متعال عرضه داشت‌: «اللَّهُم‌َّ انَّك‌َ تَعْلَم‌ُ أَنَّه‌ُ لَم‌ْ يَكُن‌ْمَا كَان‌َ مِنَّا تُنَافِساً فِي‌ سُلْطَان وَ لاَ التِمَاساً مِن‌ْ فُضُول‌ِ الحُطَام وَ لَكِن لَنَري المَعَالِم‌َمِن‌ْ دِينِك‌َ وَ نظَرَ الاصلاح فِي‌ بِلاَدِك‌َ وَ يَأمَن‌ُ المَظْلُومُون‌َ مِن‌ْ عِبَادِك‌َ وَ يَعْمَل‌ُبِفَرَائِضِك‌َ وَ سُنَنِك‌َ وَ أَحْكَامِك‌َ ...»
كه اگر در دو ماه محرّم و صفر كه در سوگ شهادت سيّد شهيدان حضرت اباعبداللّه الحسين‌ عليه السلام حداقل يك ميليون مجلس در سرتاسر كشورهاي اسلامي و غير اسلامي بر پا شود هيأتهاي برگزار كننده و مسئولين آن براي هر مجلس يك كتاب فرهنگي‌، اخلاقي يا اعتقادي و ...در جهت آگاه كردن مردم نسبت به دين چاپ و به صورت رايگان توزيع كنند و اگر هر مؤسّسه‌اي تلاش و كوشش كند تا سطح فعاليت‌هاي ديني و مذهبي و خدمات اجتماعي خود را از طريق تأسيس يك حسينيّه يا مسجد يا مؤسّسه‌اي ديني در ديگر مناطق دور يا نزديك يا با برپا نمودن يك مجلس سوگواري ديگر گسترش دهد، اين بدان معني مي‌گردد كه اين هيأتهاي اداره كننده خود در جهت رشد دانش و بينش و فكر مردم در امر دين و هدايت آنها و نيز در جهت كاستن از درد و رنج و مشكلات و گرفتاريهاي فراوان آنها سهيم گرديده‌اند. اميرالمؤمنين‌ عليه السلام مي‌فرمايد:
(اَلنَّاس‌ُ صِنْفَان‌ِ: امّا أَخ‌ٌ لَك‌َ فِي الدِّين‌ِ أَوْ نَظِيرٌ لَك‌َ فِي‌ الخَلْق‌ِ).
اگر سوگواران و عزاداران حضرت سيّدالشهدا عليه السلام نسبت به اهداف مقدّس اسلام اهتمام ورزند بي ترديد دو ماه پر فيض و با بركت محرّم و صفر از بهترين و مناسب‌ترين فرصتها جهت دعوت امّتها به دين مبين اسلام و مذهب حقّه تشيّع و نشر مبادي حق و ارزشهاي والاي انساني و گسترش آنهاست‌.
در حديث شريف است‌: (مَا أَخَذَ اللَّه‌ُ عَلَي الجُهَّال‌ِ أَن‌ْ يَتَعَلَّمُوا اِلاَّ وَ قَدْ أَخَذَعَلَي الْعُلَمَاءِ أَن‌ْ يُعَلِّمُوا).
پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: (اِذَا ظَهَرَت‌ِ الْبِدَع‌ُ فِي‌ أُمَّتِي‌ فَلْيُظْهِرِالْعَالِم‌ُ عِلْمَه‌ُ وَ اِلاَّ فَعَلَيْه‌ِ لَعْنَة‌ُ اللَّه‌ِ وَ المَلاَئِكَة‌ِ وَ النَّاس‌ِ أجْمَعِين‌َ).
اميرالمؤمنين‌ عليه السلام فرمودند: (وَ مَا أَخَذَ اللَّه‌ُ عَلَي الْعُلَمَاءِ أَن‌ْ لاَ يُقَارُّوا عَلي‌َكِظَّة‌ِ ظَالِم‌ٍ وَ سَغْب‌ِ مَظْلُوم‌ٍ).

مسئوليّت‌هاي اجتماعي‌

هواهاي نفساني از يك سو و سياستهاي استعمارگران شرق و غرب از سوي ديگر موجب گرديده كه جمع كثيري از مسلمانها نسبت به قوانين الهي بي‌توجّه و بي‌اعتنا شوند و به شدّت به ظواهر فريبنده و لذّتهاي زودگذر دنيا روي آورند، از اين رو ميليونها حاجت و نياز ومشكلات فردي و اجتماعي همچنان لاينحل باقي مانده است‌.
آمارهاي ازدواج كاهش يافته‌، تجرّد و تنهايي با همه خطراتش در جوامع اسلامي شايع شده‌، بسياري از مردم فاقد مسكن و سرپناه براي زندگي هستند. داروهاي مورد نياز مفقود و يا با كمبود و گراني مواجه است. كمبود قابل ملاحظه‌اي در فضاهاي آموزشي و مدارس و آموزشگاهها با توجّه به مقدار مورد نياز مشاهده مي‌شود. زمينه‌هاي اشتغال كم و با شرايط سخت و قيدها و قوانين بي‌حدّ و حصر و پيچيده‌اي روبرو بوده كه خود سبب و عامل افزايش بيكاري گرديده وسير متناسب با رشد جمعيّت نسبت به خدمات اجتماعي در زمينه‌هاي مختلف متوقّف شده‌، از قبيل‌: راهسازي‌، افزايش و گسترش شبكه‌هاي آب و برق‌، آماده‌سازي مخازن آب مورد نياز در مناطق مختلف خصوصاً در روستاها و مزارع‌، افزايش فضاي سبز و درختكاري در داخل شهرها و غير آن مانند كارخانجات‌، مدارس‌، بيمارستانها و...
آنچه مسلّم است اينكه مجالس عزاداري حسيني داراي تأثيري فزاينده و شكوفا كننده جنبه‌هاي عاطفي روحي و رواني و نوعي محرّك عقلي و مؤثّر در جهت‌دهي به سلوك و رفتار انساني دارند و ايجاد شفقت و مودّت ميان آنها و به انجام رسانيدن خدمات فردي و اجتماعي به نحو مطلوب بهره‌برداري شود، هر سال ميليونها نياز امّت اسلامي به انجام مي‌رسد و البتّه دستيابي به اين هدف بسيار مهم نيازمند مساعدت و مشاركت سه گروه مي‌باشد:
١ـ سخنرانان‌ كه با توجيه‌، هدايت و ارشاد مردم نسبت به اهميّت همياري و همكاري در جهت خدمات اجتماعي و انجام كارهاي نيك با بيان داستانهاي آموزنده و مشوّق و استشهاد به آيات و روايات كه مردم را به انجام اين امور دعوت مي‌كند مي‌توانند نقش سازنده و مهمّي را در تحقّق اين حركت مهم در جامعه اسلامي ايفا كنند.
در روايت است‌: (مَن‌ْ قَضي‌َ لاخِيه‌ِ الْمُؤْمِن‌ِ حَاجَة‌ً قَضي‌َ لَه‌ُ يَوْم‌َ القِيَامَةِ سَبْعِين‌َ حَاجَة‌ً أَيْسَرُهَا دُخُول‌ُ الجنّة‌ِ).
حضرت سيّدالشهدا عليه السلام فرمودند: (وَ اعْلَمُوا أَن‌َّ حَوَائِج‌َ النَّاس‌ِ الَيْكُم‌ْ مِن‌ْ نِعَم‌ِ اللَّه‌ِ عَلَيْكُم‌ْ، فَلاَ تَمِلُّوا النِّعَم‌َ فَتَحُور نَقَماً).
٢ـ تشكيل هيأتهايي از افراد امين‌، مورد اعتماد و مخلص‌ در هر مسجد و حسينيّه و مدرسه و... كه با برنامه‌ريزي در پرتو مجالس به جمع‌آوري كمكهاي مردمي در برآورده ساختن نيازهاي افراد مستمند با رعايت ضروريتها و اولويّتها اقدام نمايند.
٣ـ مشاركت و همكاري‌ افراد نيكوكار و تجّار توانمند جهت سرمايه‌گذاري و به انجام رساندن كارهاي خير. حضرت امام حسين‌ عليه السلام با تأكيد بر تسريع در كارهاي خير و انفاق در راه خدا مي‌فرمايد: (مَالُك‌َ اِن ْلَم‌ْ يَكُن‌ْ لَك‌َ كُنْت‌َ لَه‌ُ، فَلاَ تَبْق‌َ عَلَيْه‌ِ فَانَّه‌ُ لاَ يَبْقي‌َ عَلَيْك‌َ وَكُلْه‌ُ قَبْل‌َ أَن‌ْ يَأْكُلَك‌َ)
در اين راستا خود دانشمندي را ديدم كه با استفاده از مجالس‌حضرت سيّدالشهدا عليه السلام و تشويق مردم بر انجام كارهاي خير در مدّت زمان نيم قرن بالغ بر سيصد و پنجاه مؤسّسه فرهنگي ـ خدماتي داير و تأسيس نموده بود. دانشمند ديگري را ديدم كه در مدّت ده سال چهل مؤسّسه را پايه‌گذاري نمود.




توجّه و عنايت به مؤسّسات و ترميم آنها

فعاليّت مؤسّسات ديني از دو بُعد قابل بررسي است‌:
١ـ از نظر كمّي و مرحله حجم و تعداد.
٢ـ از نظر كيفي و نحوه فعاليت‌.

امّا از بُعد كمّي و ميزان گستردگي آن‌ نقص و كمبود بسيار زياد و قابل ملاحظه‌اي در تعداد مؤسّسات ديني اعم‌ّ از مذهبي‌، فرهنگي و اجتماعي براي مسلمانان در جهان اسلام و براي سازمانها و گروههاي اسلامي در كشورهاي غيراسلامي مشاهده مي‌شود.
اين در حالي است كه وظيفه ما مسلمانان تبعيّت و الگوپذيري كامل از دستورات و سيره پيامبر عظيم‌الشأن اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم است كه در شهر مدينه منوّره با همه كوچكي آن نزديك به پنجاه مسجد بنا فرمودند.
البتّه اين نقص و كمبود را مي‌توان با بهره‌برداري صحيح از مناسبت عاشورا رفع نمود، بدين صورت كه خطبا و مسئولين هيأتها و مجالس‌سوگواري با تحريك و دلگرمي و تشويق مردم در جهت سهيم شدن و همياري در اين حركت اساسي‌، اقدام به تأسيس و بناي مؤسّسات ديني بنمايند.
اگر مسلمانان توانستند از طريق اين مجالس پر فيض كه در اين ايّام درسرتاسر كره زمين برقرار است‌، هر سال يكصد هزار مؤسّسه اعم از مسجد، حسينيّه، مدرسه، كتابخانه، بيمارستان، درمانگاه، مراكز بهزيستي، فرستنده‌هاي راديويي و تلويزيوني، مراكز تربيتي و پرورشي، انتشار روزنامه و مجلات تأسيس كنند پس از پانزده سال تنها به تعداد مؤسّسات و مراكز مسيحيّت در قاره آفريقا رسيده‌ايم چنانچه در بعضي آمارها تعداد مؤسّسات آنها در اين قاره را يك ميليون و پانصد هزار شمرده‌اند.
اين امري محال و دست نيافتني نيست در صورتي كه آدمي برخوردار از اراده‌اي قوي‌، عزمي راسخ و همّتي والا مي‌باشد و چه بسا تنها يك انسان مي‌تواند حركتي وسيع و گسترده به راه انداخته و رهبري كند چنانكه در آيه شريفه درباره حضرت ابراهيم خليل‌الرحمن‌ عليه السلام آمده‌است‌: ( ان‌َّ اِبْرَاهِيم‌َ كَان‌َ أُمَّة‌ً ) و در روايت است‌: (الْمُؤْمِن‌ُ وَحْدَه‌ُجَمَاعَة‌) و در شعر منسوب به امام اميرالمؤمنين‌ عليه السلام آمده است‌:
أَتَزْعَم‌ُ أَنَّك‌َ جِرْم‌ٌ صَغِيرٌ               وَ فِيك‌َ انْطَوي‌َ العَالَم‌ُ الاكْبَرُ
«آيا گمان داري كه تو موجود كوچك و ناچيزي هستي و حال آنكه عالمي بزرگ در تو متحيّر است‌».
تاريخ بر اين حقيقت گواه است كه گاه معدود افرادي مسير حركت وحيات امّتي را تغيير داده‌اند.
امّا از نظر بُعد كيفي‌ بسيار اتّفاق افتاده كه مؤسّسه خيريه‌اي مانند مسجد، حسينيّه، مدرسه، كتابخانه و انتشارات تأسيس مي‌شود امّا از نظر وجود مديريت لايق و كارآمد يا در مشورت پيرامون نحوه اداره‌ و يا در كارهاي اجرايي خود با مشكل مواجه هستند، يا به مشكلات مالي از قبيل كمبود بودجه و نبود كمكهاي مالي اهل خير جهت اتمام بنا و تهيّه مايحتاج يا ترميم خرابيهاي مراكز قديمي و در شرف تخريب برخورد مي‌كنند.
تأمين و تكميل همه اين كمبودها از راه تحريك منطقي عقل و احساسات عاطفي بر حب‌ّ و دوستي هر نيك و خير ممكن مي‌باشد زيرا آن كس كه حس‌ّ عاطفي‌اش بيدار و شكوفا شود قلبش او را به سوي خيرات و كارهاي پسنديده راهنمايي مي‌كند.
اين امر نسبت به مؤسّسات انتفاعي و تجاري و مانند آن كه به اسلام و انسانها خدمت مي‌كنند نيز اينگونه است و شايد اگر اجتماع به اين بُعد از نياز خود در اين مقطع زماني توجّه كند اثرات و ثمرات وافري را در دو بُعد كمّي و كيفي به دست آورد. ـ ان‌ شاء اللّه‌ تعالي‌ ـ.



بازگرداندن حقوق انسانها

ممكن است از واقعه كربلا در جهت حل‌ّ مشكلات سياسي كه امروز گريبانگير امّت اسلامي شده استفاده نمود كه از آن جمله‌:
١ـ مشكل استبداد و ديكتاتوري‌ سردمداران و سلاطين حاكم بر كشورهاي جهان سوم و نيز رسواييهاي طاغوتيان و حاكمان جور كه بندگان خدا را به بردگي‌، اموال و سرمايه‌ها را چپاول و دين خدا را به بازي گرفته‌اند زيرا مصالح شخصي جمله‌اي از حاكمان و برخي‌سرمايه‌داران مترف و عالمان سوء تنها به وجود اختلافات و تمايزات شديد اجتماعي و حاكم بودن روح بردگي در ميان مردم بستگي دارد وحضرت سيّدالشهدا عليه السلام براي ريشه‌كن ساختن و محو همين معضلات اجتماعي به جهاد پرداختند، چنانكه حضرت فرمود: (انَّمَا خَرِجْت‌ُ لِطَلَب‌ِالاصْلاَح‌ِ فِي‌ اُمَّة‌ِ جَدِّي‌ وَ شِيعَة‌ِ أبِي‌ عَلِي بن‌ِأبي‌طَالِب‌، أُرِيدُ أَن‌ْ آمُرَ بِالْمَعْرُوف‌ِ وَأَنْهي‌َ عَن‌ِ الْمُنْكَرِ...).
(عَلَي الاسْلاَم‌ِ السَّلاَم‌ُ اِذَا بُلِيَت‌ِ الامَّة‌ُ بِرَاع‌ٍ مِثْل يَزِيد وَ لَقَد سَمِعْت‌ُ جَدِّي‌ رَسُول اللّه‌ صلي الله عليه و آله و سلم يَقُول‌ُ: الخَلاَفَة‌ُ مُحَرَّمَة‌ٌ عَلي‌َ آل‌ِأبي‌ سفيان‌).
و فرمود: (انَّا أَهْل‌ُبَيْت‌ِ النُّبُوَّة‌ِ وَ مَعْدَن‌ُ الرِّسَالَة‌ِ ... وَ يَزيدُ رَجل‌ٌ فَاسق‌ُ، شَارِب‌ُالخمرِ، قَاتِل‌ُ النَّفْس‌ِ المُحْتَرَمَة‌ِ، مُعْلِن‌ٌ بِالْفِسْق‌ِ و مِثْلِي‌ لاَيُبَايِع‌ُ مِثْلَه‌ُ).
و فرمود: (أَلاَ وَ اِن‌َّ الدَّعِي‌َّ بن‌َ الدَّعي‌ِّ قَدْ رَكَّزَ بَيْن‌َ اثْنَيْن‌ِ، بَيْن‌َ السلَّة‌ِ وَ الذلَّة‌ِ وَهَيْهَات‌َ مِنَّا الذِّلَّة‌ِ، يَأْبي‌َ اللَّه‌ُ لَنَا ذَلِك‌َ وَ رَسُولُه‌ُ وَ الْمُؤْمِنُون‌َ وَ حُجُورٌ طَابَت‌ْ وَطَهُرَت‌ْ وَ أُنُوف‌ٌ حميَّة وَ نُفُوس‌ٌ أَبِيَّة‌ٌ مِن‌ْ أَن‌ْ نُؤْثِرَ طَاعَة‌َ اللّئَام‌ِ عَلي‌َ مَصَارِع‌ِالكِرَام‌ِ).
شايد انگيزه و علّت همه ستيزه‌جوييها و جنگ و مقابله طاغوتها در طول تاريخ با فكر، راه‌، شهر، حرم‌، زيارت‌، شعائر، مصيبت و گريه، عزاداري و ياد حضرت اباعبداللّه الحسين‌ عليه السلام همين باشد.
٢ـ طبيعت نژادپرستي‌ كه اكنون بر اغلب كشورهاي جهان حتّي در بين آنهايي كه خود را امّتي پيشرفته مي‌دانند حاكم است‌.
آري در دنياي امروز برتري نژادي‌، تمايزات در لغت‌، جغرافيا، ملّيت و قبيله از اصول و اجزاي لاينفك سياست به حساب مي‌آيد
٣ـ فرو نشاندن آتش فتنه‌ها و جنگها و آشوبهاي موجود در كشورهاي‌اسلامي كه در طول پنجاه سال اخير استعمارگران آنها را شعله‌ور ساخته و اكنون كانون و مركز نزديك به هشتاد درصد از جنگها، كشمكشها و برخوردهاي نظامي جهان در كشورهاي اسلامي مي‌باشد.
٤ـ تأسيس مراكز خدماتي‌ در جهت نجات انسانها از گرسنگي‌، فقر، بيماري و امثال آن كه حل‌ّ اين مشكلها ـ تا حدّ زيادي ـ با توجّه بيشتر خطبا به مسئوليت خطير ديني و مذهبي خود و همّت مؤسّسين و هيأتهاي اداره كننده مساجد و حسينيّه‌ها به توزيع كتابهاي فرهنگي و توجيهي (كه به آگاه كردن امّت نسبت به مشكلات و راه‌حلهاي آن بپردازد) و از طريق حركت سازنده رسانه‌هاي ارتباط‌جمعي و ايفاي نقش خود ممكن مي‌باشد تا در مسير تطبيق سخن ذات‌الهي (يَرْفَع‌ُ اللَّه‌ُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَ الَّذِين‌َ أُوتُوا الْعِلْم‌َ دَرَجَات‌ٍ) ودر جهت تطبيق آيه شريفه‌: (انَّا خَلَقْنَاكُم‌ْ مِن‌ْ ذَكَرٍ وَ أُنْثي‌َ وَ جَعَلْنَاكُم‌ْ شُعُوباً وَ قَبَائِل‌َ لِتَعَارَفُوا ان‌َّ أكْرَمَكُم‌ْ عِنْدَ اللَّه‌ِ أتْقَاكُم‌ْ) گام بردارند.
ضروري است كه دايره استفاده و بهره‌برداري از ماه محرّم و صفر و معنويات انبوه و فراوان آن را در راه خدمت به انسانيت و تحقّق صلح و آرامش در دنيا گسترش دهيم البتّه به سير كُند و استفاده محدود و اندك از اين رويداد مهم تاريخي كه نقطه عطفي در تاريخ بشريت است، بسنده نكنيم. چنانكه بعضي از دست‌اندركاران مجالس اعم‌ّ از خطيب و يا مسئولين هيأتها به بهره‌برداري كم اكتفا نموده‌اند.




بازگشتي به اسلام‌

مناسب است از مجالس عاشورا در جهت تأكيد بر ضرورت بازگشت به اسلام و احكام و شعائر آن استفاده شود. چنانچه اشاره شد لنين گفته بود: «كربلا را نابود كنيد» و در حدود يك قرن پيش گلادستون رئيس بريتانيايي در مجلس عوام انگلستان گفته بود: «اگر مي‌خواهيد دركشورهاي اسلامي پايدار و گامهايتان استوار باشد بر شما باد كه قرآن را از زندگاني مسلمانان خارج و از سفر حج‌ّ آنها ممانعت كنيد» و امروزه خود شاهديم كه چگونه غربيها و دشمنان دين به هر دو خواسته خود جامه عمل پوشانيده‌اند.
حج را به كاروانهايي كوچك و بيگانه از هم در زماني معيّن و روزهايي اندك محدود نموده و با مراقبت شديد از سوي جاسوسها و مأموران امنيّتي محصور ساخته‌اند كه ديگر نه آشنايي و شناختي ميان مسلمانان است نه تبادل نظراتي‌، نه كنفرانسي و نه انديشه‌اي براي حل مشكلات مسلمانان و نه ... هيچ در كار نيست‌.
و حج از عنوان (قِيَاماً لِلْنَّاس‌ِ) و از اينكه در پرتو اتّحاد و تسليم‌ امر دين بودن مسلمانان (لِيَشْهَدُوا مَنَافِع‌َ لَهُم‌ْ ...) تا حدّ زيادي تهي‌گرديده است‌.
در كنار اينها حرمهاي مطهّر خاندان رسالت‌ عليهم السلام و ياران آنان و ديگر آثار به جاي مانده از صدر اسلام را ويران و از ميان برداشتند و حج را ـ وهر موسم ديگر ـ به پايگاهي براي اختلاف و نزاع و خصومت ميان مسلمانان تبديل كردند و مسلمانان را از احكام و دستورات حيات‌بخش قرآن كه سعادت جاودانه به دنبال دارد، دور ساختند.
اخوّت اسلامي‌ را به بند كشيدند تا جايي كه امروزه اهل هر منطقه در منطقه ديگر خارجي و بيگانه است‌، امّت واحده اسلامي‌ را تكه‌تكه كردند تا آنجا كه مسلمانان به صورت امّتهاي متعدّد و محدود به حدود جغرافيايي درآمده‌اند كه هرگز خالق متعال چنين حكم و قانوني بر آنها نازل نفرموده است‌.
آزاديهاي اسلامي‌ را خفه كردند و ديگر مجالي براي اظهارنظر، براي سخن گفتن و براي ارائه فكر و برنامه باقي نگذاشته‌اند.
قوانين باطل و دروغي را وضع و به مورد اجرا گذارده‌اند كه مانند زنجير انسانها را اسير و از انجام هر حركت و كوششي در جهت عمران و آباداني‌، در تجارت‌، زراعت‌، صنعت‌، سفر و اقامت و در ساير شئون ونيازهاي زندگي بازداشته است‌.
مشورت‌ در انجام كارها و شئون حكومت را منتفي كردند كه اكنون حاكمان و سردمداران به افرادي مستبد تبديل شده‌اند ديگر نه انتخابات آزادي در كار است و نه مؤسّسات زيربنايي براي حفظ و صيانت حكومت از بيراهه رفتن و استبداد در حكم‌.
هرگونه سازماندهي‌، انسجام و تشكّل در هر بُعدي از ابعاد را منع كردند و آن را به عنوان يك معضل و مشكل سياسي و اجتماعي دركشورهاي اسلامي به مردم القا كردند كه ديگر اثري از احزاب آزاد ـ كه تضمين كننده حقوق انسانها مي‌باشد ـ برجاي نيست و تنها يك حزب و يك شخص حاكم است و حق همان است كه او اراده كند.
حرامهاي خدا را حلال و مباح دانستند مانند: شراب‌، گوشت خوك‌، فحشا، موسيقي‌، ربا و ساير محرّمات الهي‌.
قوانين و احكام پروردگار متعال در كتاب آسمانيش قرآن كريم را به فراموشي سپردند مانند: (اِنَّمَا الْمُؤْمِنُون‌َ اِخْوَة‌ٌ) و (اِن‌َّ هَذِه‌ِ أُمَّتُكُم‌ْ أُمَّة‌ً وَاحِدَة‌ً) و (يَضَع‌ُ عَنْهُم‌ْ اصْرَهُم‌ْ وَ الاغْلاَل‌َ الَّتِي كَانَت‌ْ عَلَيْهِم‌ْ) و(أَمْرُهُم‌ْ شُوري‌َ بَيْنَهُم‌ْ) و (مِن‌ْ كُل‌ِّ شَي‌ءٍ مَوْزُون‌ٍ) و در حديث شريف است‌: (نَظْم‌ِ أَمْرِكُم‌ْ) و در آيه مباركه است‌: (اِنَّمَا الخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُوَ الانْصَاب‌ُ وَ الاَزلاَم‌ُ رِجْس‌ٌ مِن‌ْ عَمَل‌ِ الشَّيْطَان‌ِ فَاجْتَنِبُوه‌ُ) و (اِن‌َّالسَّمْع‌َ وَ البَصَرَ وَ الفُؤَادَ كُل‌ُّ اُولَئِك‌َ كَان‌َ عَنْه‌ُ مَسْؤُولاً) و (أَحَل‌َّ اللَّه‌ُالبَيْع‌َ وَ حَرَّم‌َ الرِّبَا).
اكنون بر ما لازم است تا مجالس عاشورا را وسيله‌اي براي پايداري و پافشاري در بازگشت احكام اسلام و آيات قرآن و راهنماييهاي هدايتگر خاندان عترت طاهره‌ عليهم السلام به جامعه اسلامي قرار داده و بهره‌اي وافي وكافي از آن ببريم‌.


ترغيب و تشويق افراد بر كسب و تجارت‌

ممكن است از مجالس بزرگداشت واقعه خونين كربلا در جهت بهبودي شئون اقتصادي بيشترين استفاده را نمود. زيرا همان‌طور كه در روايت است‌: (مَن‌ْ لاَ مَعَاش‌َ لَه‌ُ لاَ مَعَادَ لَه‌ُ). اقتصاد موفّق تنها در سايه‌كسب و بهره‌وري صحيح در امر زراعت‌، تجارت‌، صنعت و بهره‌برداري مناسب از منابع طبيعي تحقّق و شكل مي‌گيرد.
پس ضروري است كه مردم را به كسب و تجارت تشويق و ترغيب نمود و با استفاده از روشهاي تأثيرگذاري مطلوب‌، آنها را بر تلاش و نشاط بيشتر و همّت بالاتر و نيز گسترش فعاليتهاي شغلي در شئون مختلف واداشت و اين خود سبب كاهش آمار بيكاران و رخت بر بستن روح تنبلي و رفاه‌طلبي زيانبار از ميان مسلمانان و غير مسلمانان خواهد بود.
هر گونه بي‌توجّهي نسبت به اين وظيفه و ديگر وظايف گذشته موجب افزايش بيكاري و فقر گرديده و خود منشأ بسياري از انحرافات و خطرات مي‌باشد: (كَادَ الفَقْرُ أَن‌ْ يَكُون‌َ كُفْراً).
در روايات است كه چون پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم انساني را مشاهده مي‌كردند كه بيكار بوده و در پي شغل و كسبي نيست مي‌فرمودند: «سقط من عيني‌» ـ از چشم من افتاد ـ. امّا الگوپذيري ثروتمندان از فرهنگ اقتصادي غرب در واريز نمودن اموال به حسابهاي بانكي و اكتفا در امرار معاش به بهره‌هاي حاصله ـچنانكه ديده مي‌شود بعضي افراد در كشورهاي اسلامي به اين شيوه روي آورده‌اند ـ خود عاملي مهم در افزايش بيكاري و مسبّب روي‌گرداني از تكيه بر نيرو و خلاقيّت خود در امر توليد و گرايش به مصرف‌گرايي بوده و سختي و رنج اين روش از كسب درآمد بر دوش كارگران مي‌باشد. در حالي كه اين قبيل افراد به انسانهاي عاطل و باطل تبديل شده‌اند، جمعي براي بدست آوردن لقمه ناني براي خود و براي همين انسانها به سختي تلاش مي‌كنند.
به عقيده كارشناسان مسائل اقتصادي‌، همواره ربا منشأ فتنه‌ها و شراره جنگها بوده است‌.
در اين ميان وظايف و مسئوليّتهاي عديده و مهمي بر دوش مجالس‌ حسيني است كه بايد به انجام آن همّت گمارند:
اوّل‌: در جهت اصلاح انحرافات در جامعه و هدايت مردم به زندگي سالم توأم با آرامش‌، كوشش كنند.
دوم‌: براي بازگشت و اجراي قانون سَبق و حيازت تلاشي مستمر مبذول دارند، در حديث شريف آمده است‌: (مَن‌ْ سَبَق‌َ اِلي‌َ مَا لَم‌ْ يَسْبِق اِلَيْه‌ِمُسْلِم‌ٌ فَهُوَ لَه‌ُ)
پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: (عَادِي الارْض‌ِ لِلَّه‌ِ وَ لِرَسُولِه‌ِ، ثُم‌َّ انّها لَكُم مِنِّي‌أَيُّها المُسْلِمُون‌َ).
و (مَن‌ْ أَحْيي‌َ أَرْضاً مَوَاتاً فَهِي‌َ لَه‌ُ)، «هر كس زمين مرده‌اي را آباد كند مالك آن مي‌شود».
سوم‌: نسبت به تحقّق و تطبيق قاعده سلطنت بر مال و جان در جامعه اسلامي سعي وافر نمايند، زيرا (النَّاس‌ُ مُسَلَّطُون‌َ عَلي‌َ أمْوَالِهِم‌ْ وَ أَنْفُسِهِم‌ْ)«مردم بر جان و مال خود نسبت به هر گونه تصرف صحيح و عقلي سلطه و اختيار دارند» و ديگر روايات و قوانين فقهي‌ تا بيش از نيم قرن در تمامي شهرهاي كشور پهناور اسلامي حاكم بود. امّا زمامداران مستبد و ديكتاتور پس از سيطره و تسلّط بر كشورهاي اسلامي‌، به امر اربابان خود شروع به جعل و وضع قوانيني كردند كه نيروها، لياقتها و خلاّقيتها را محدود كرد و آزاديهاي اسلامي را در بند كشيد، قوانين نادرستي كه با فطرت سليم ناهمگون و با شريعت محمّدي‌ ناسازگار بود مسلمانان را در چنان بحراني گرفتار ساختند كه هرگز در تاريخ اسلام سابقه نداشته است‌.
اكنون بايد از محرّم در جهت بازگشت قوانين اسلام و عزّت و سيادت مسلمين‌، بالاترين بهره‌ها را ببريم‌.

دعوت و هدايت به اسلام‌

از ديگر زمينه‌هاي موجود براي استفاده تام و تمام از مناسبت عاشورا بسط و گسترش دامنه تبليغات ديني به مناطق غيراسلامي است تا ديگران را نسبت به حقيقت و حقانيّت مكتب اسلام و مذهب تشيّع آگاه و هدايت و از ظلمت اديان و مذاهب باطلشان نجات داد، اسلام به معني و مفهوم قرآني آن‌، كه پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم در آن روز آن را تطبيق و به اجرا گذاردند و اميرالمؤمنين‌ عليه السلام هم در طول حكومت خود بر همان سيره و روش حركت كردند، تمام هدف و مقصودش نجات بشريت از چنگال بندگي و بردگي‌، ظلم و جهل‌، استثمار و فقر، بيماري و حرص بر دنيا و هرج و مرج مي‌باشد. چنانچه در آيه شريفه آمده‌: (اِذَا دَعَاكُم‌ْ لِمَايُحْيِيكُم‌ْ).
امروزه مي‌بينيم چگونه بشريّت به دليل دوري از احكام آسماني و تعاليم انبياي الهي در مشكلات هولناك و سختي كه به دست خود ايجاد نموده دست و پا مي‌زنند. در آيه شريفه آمده است‌: (وَ مَن‌ْ أعْرَض‌َ عَن‌ْ ذِكْرِي فَان‌َّ لَه‌ُ مَعِيشَة‌ً ضَنْكاً).
اينك با گذشت نزديك به پانزده قرن از بعثت نوراني پيامبر گرامي اسلام حضرت محمّد بن عبداللّه‌ صلي الله عليه و آله و سلم هنوز شاهد بت‌پرستي به شكلي گسترده و وسيع در كشورهاي جهان از جمله‌: هند، چين‌، ژاپن‌، كره‌ شمالي‌، كره‌ جنوبي و بعضي از كشورهاي آفريقايي هستيم و هنوز گونه‌اي از بت‌پرستي و خرافه‌پرستي نقابدار بر زمين خداي متعال حكومت مي‌كند. همانند كساني كه مسيح و يا عزير را فرزند خدا مي‌دانند يا آنها كه عقيده به وجود دو خدا در جهان آفرينش هستند وحال آنكه منطق و حكم عقل و عقلا بر وحدانيت خداي متعال و صفات ثبوتي و سلبي ذات اقدس ربوبي‌اش دلالت دارد ـ كه در علم كلام به آنها اشاره شده است ـ.
به تحقيق كه طبيعت بشر و فطرت سليم انساني را بر قبول و تبعيّت از راه و روش حق سرشته‌اند، (فِطْرَت‌َ اللَّه‌ِ الَّتِي فَطَرَ النَّاس‌َ عَلَيْهَا).
در همه تاريخ‌، انسانهاي معاند و عنود و غير تسليم در برابر حق‌، كم و نادر بوده‌اند كه از اين رو بر ما واجب است تا با به كارگيري تمام وسايل و امكانات خود از راه مجالس حسيني به نشر احكام و تعاليم آسماني مبادرت كنيم‌.
تاريخ بر ما بازگو مي‌كند كه چگونه در نتيجه تبليغ و ارشاد، نزديك به هزار سال اسلام بر كشور هند حكومت مي‌كرد امّا به دليل جهل و ناداني حكّام و بي‌توجّهي بزرگان قوم و پرداختن به اختلافات دروني و جنگ‌هاي داخلي و مسائل شخصي و به دليل سستي و جهالت آنان كه مسئوليت سنگين تبليغ را بر عهده داشتند، نشر و گسترش اسلام در هند رو به ضعف گذارد تا آنجا كه در حال حاضر نسبت مسلمانان در آن كشور ـ به غير از پاكستان ـ از ٢٠% تجاوز نمي‌كند. و باز تاريخ بيانگر اين واقعيّت است كه به سبب تبليغ‌، دين مبين اسلام تا حدّي به قلب كشورهاي اروپا، آمريكا و استراليا و ديگر كشورهاي جهان نفوذ نمود، كه در اين راستا داستانها و شواهد بيشماري بر نقش علما و تجّار در نشر اسلام و هدايت بشر در سرتاسر دنيا به چشم مي‌خورد. و امروز تكرار همان حركت تبليغي به صورت مستمرّ و يا لااقل به شكل موقّت در موسم عاشورا، امري ممكن و دست يافتني است‌، كه به يقين با همياري‌ و همكاري تجّار و ثروتمندان خيرخواه و نيكوكار در جهت نشر وگسترش افكار، عقايد، قوانين و تعاليم هدايتگر دين مبين اسلام به نحو مباشر يا با اعزام مبلّغ و چاپ كتابهاي آگاه كننده و توزيع و نشر آنها يا با تأسيس فرستنده‌هاي راديويي و تلويزيوني يا با انتشار روزنامه‌ها و مجلاّت يا با تكثير نوارهاي كاست و ويدئو و غير آن از راههاي تبليغي‌، بهترين نتيجه و بيشترين تأثيرگذاري را به دنبال خواهد داشت‌.
آن هنگام است كه با اين حركت در ابلاغ و تبليغ رسالت حضرت‌سيّدالشهدا عليه السلام كه همانا زنده نگه‌داشتن معالم حق و طلب اصلاح بود، مشاركت نموده و بشريّت را از ظلمت و تباهي فكري و عملي كه اكنون سخت در آن غوطه‌ور و بدان گرفتار است‌، نجات داده‌ايم‌.




كوشش در رفع فسادهاي اجتماعي‌

ممكن است از مراسم سوگواري ايّام عاشورا در جهت ريشه‌كن نمودن كامل منكرات و محرّمات و يا كاهش و جلوگيري از شيوع و انتشار بيشتر آن به مقدار توان و قدرت استفاده نمود كه دستيابي به اين امر از دو راه ممكن و مقدور است‌:
اوّل‌: درخواست از حكومتها و بلكه فشار بر آنها براي الغاي قوانين مخالف شرع كه موجب روي‌آوردن جمعي به محرّمات مي‌گردد ـ وچه بسيار از اينگونه قوانين كه در كشورهاي اسلامي ديده مي‌شود ـ.
دوم‌: همّت و تلاش فردي و همگاني در حدّ قدرت براي ريشه‌كن شدن منكرات‌، مثلاً با جمع‌آوري كمكهاي لازم‌، زناني را كه به دليل فقر يا نياز، به فحشا روي آورده‌اند شوهر داد در روايت است كه‌: «اميرالمؤمنين حضرت علي‌ عليه السلام زن بدكاره و فاسدي را شوهر دادند» و به اين وسيله او و جامعه اسلامي را حفظ فرمودند.
يا با جمع‌آوري اموال‌، مراكز فروش مشروبات الكلي را به مراكز فروش اجناس مجاز و مورد نياز تبديل نمايند و يا با پرداخت كمكهاي مالي‌، صاحبان همان مراكز را به تغيير شغل تشويق نمايند و چه بسا برخي چنين تصوّر كنند كه اينگونه حركتها، جزئي و كوچك بوده و نتايج مطلوب و چشمگيري بدنبال ندارد، در جواب اين توهّم مي‌گوييم‌:
١ـ «آن فرض و واجبي كه درك و انجام تمامش ممكن و مقدور نيست ترك تمامش هم شايسته و روا نباشد» كه اين قاعده پيش از آنكه قاعده‌اي‌شرعي باشد، قاعده‌اي عقلي است و عقل سليم بر آن حكم مي‌كند. و نيز: «هيچ گاه عدم قدرت بر اتيان كاري لازم به نحو كامل‌، موجب سقوط وظيفه و تكليف نسبت به بخش قابل اتيان آن نمي‌شود».
٢ـ در روايت شريف نبوي‌ صلي الله عليه و آله و سلم است‌: (لَئِن‌ْ يَهْدِي‌َ اللَّه‌ُ بِك‌َ رَجُلاً وَاحِداًخَيْرٌ لَك‌َ مِمَّا طَلَعَت‌ْ عَلَيْه‌ِ الشَّمْس‌ُ) «اگر پروردگار متعال انساني را به دست تو هدايت كند براي تو بهتر و برتر است از آنچه كه كه خورشيد بر آن مي‌تابد».
كه اين حديث شريف بر عظمت فايده و ارزش و قداست حركتهاي ارشادي و هدايتگر دلالت دارد.
٣ـ همين جزئيات كه در بدو امر به چشم نمي‌آيد يك خط‌ّ و امتداد است و از ميان رفتن ريشه فساد در يك مركز يا يك فرد، يك خط و امتداد و بلكه امتدادي واجب و حياتي براي تحقّق معروف در جامعه مي‌باشد. مثلاً بسته شدن يك مركز فروش مشروبات الكلي و يا ممانعت از فساد يك زن در جامعه در واقع موجب صيانت و سلامت يك خانواده و يك اجتماع از بعد افقي و عمودي آن در طول زمان مي‌باشد.
٤ـ با توجّه به كثرت موارد همين جزئيّات و وسعت دايره انحرافات درمي‌يابيم كه برخورد صحيح و مؤثّر با فرد فرد مفاسد و معاصي در اين موسم و با استفاده از مراسم عزاداري در جاي خود موفقيّتي بزرگ و حركتي مفيد و مطلوب مي‌باشد. چرا كه تعطيل شدن هزارها قمارخانه‌، ميكده و فروشگاههاي اشاعه‌دهنده فرهنگ ضدّ دين و اخلاق و... به مقدار قابل ملاحظه‌اي به طهارت و سلامت اجتماع مي‌انجامد، گذشته از اينها نفس اين حركت موجب رضاي الهي و پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم و بندگان صالح و مؤمن و خود عمل به وظيفه شرعي نهي از منكر مي‌باشد.
لازم و ضروري است كه همه توان و تلاشها در بازگرداندن نسل جوان به آغوش دين‌، فضيلت و تقوا و نجات آنها از دام مواد مخدّر وحتّي سيگار و مانند آن از عادتهاي مضرّ براي سلامتي و بر باد دهنده مال و جان و جواني كه از مصاديق لهو و لعب در حدّ حرام يا مكروه مي‌باشند به كار گرفته شوند.




رعايت و عنايت به انسانها

مي‌بايست تمامي مؤسّسات و مراكز ديني‌، مجالس و هيأتهاي سوگواري حضرت سيّدالشهدا عليه السلام توجّه و عنايت بيشتري نسبت به جوانان‌، بانوان‌، افراد ناتوان و كودكان مبذول دارند:
توجّه به جوانان‌: آنها بزرگان و سازندگان فرداي اجتماع هستند و هرگونه اهمال و غفلت از آنها باعث انحراف سريع آنها از مسير حق واعتقادات صحيح و سليم و سپس گرايش به حركتهاي انحرافي و گرفتار آمدن در شبكه‌هاي ضد دين و فاسد و مفسد را به دنبال دارد. و آنگاه است كه نيرو و توان خيرانديش و خير پيشه جوانان مسلمان به ابزاردستي براي بدخواهان و قدرتي مخرّب و سركش تبديل خواهد شد.
امّا مقصود از اهتمام بيشتر به نسل جوان توجّه دقيق‌تر و عميق‌تر به امر تعليم و تربيت آنها و فراهم‌سازي زمينه‌هاي اشتغال در كارهاي شرافتمندانه و نيز رفع مشكلات موجود و زمينه‌سازي براي ازدواج آنها و... مي‌باشد.
لزوم توجّه به بانوان‌: آنها انسانهايي عاطفي بوده و بيشتر در معرض خطرات احتمالي همچون كشيده شدن به انحرافات و اعمال منافي عفّت از سوي تبهكاران هستند و از نظر مال‌اندوزان و پول‌پرستان كالا و وسيله‌اي براي سود بيشتر مي‌باشند.
ضروري است نسبت به شوهر دادن آنها همّت نموده و از بي‌شوهر ماندنشان كه اضافه بر بيماريهاي رواني و جسمي‌، موجب بيماري اجتماعي نيز مي‌گردد جلوگيري شود. بايد به بانوان و پدران و همسران آنها اين نكته را گوشزد نمود كه همواره برخوردها و معاشرتهاي ميان زن و شوهر بايد به دور از خشونت و پرخاشگري و كاملاً انساني و مطابق با قوانين اسلامي ـ كه در برگيرنده حقوق شرعي آنها و ضامن يك زندگاني پر مهر و سالم است‌ ـ بوده باشد كه در حديث شريف است‌: (عَلِم‌َ اللَّه‌ُضَعْفَهُن‌َّ فَرَحِمَهُن‌َّ) «به دليل كم تحمّلي و توان اندك آنها در برابر ناملايمات و سختيهاي زندگي‌، پروردگار متعال نسبت به آنان رعايت وسفارش افزون‌تر فرمود».
لزوم توجّه نسبت به افراد ناتوان و درمانده‌: آنها به عنايت و رعايت‌حال بيشتري نيازمند هستند. اميرالمؤمنين حضرت علي‌ عليه السلام چون نصراني پيري را مشاهده كردند كه دست نياز به سوي ديگران دراز كرده فرمودند: (اسْتَعْمَلْتُمُوه‌ُ حَتّي‌َ اِذَا كَبُرَ وَ عَجَزَ تَرَكْتُمُوه‌ُ)، «از نيرو و توان او در جواني بهره برديد حالا كه پير و ناتوان شده او را به حال خود رهاكرده‌ايد؟!»
بي‌توجّهي به افراد محتاج و نيازمند در يك جامعه‌، خود نشانه اجتماعي متأخّر و دور از فرهنگ صحيح و اصيل مي‌باشد. وانگهي آيا همين جوان امروز در فردايي نه‌چندان دور همان پير ناتوان نخواهد شد؟ اين بدان معني است كه اين جوان‌، فرداي خود را همانند او، غرق در گرفتاري وسرگرداني و فاقد هر گونه ارزش اجتماعي مي‌بيند. او از امروز براي خود ارزش و احترامي قايل نخواهد بود و تبعاً دست به هر كار خلاف و ناشايستي خواهد زد، در آيه شريفه است‌:
(اِن‌ْ أَحْسَنْتُم‌َ أَحْسَنْتُم‌ْ لانْفُسِكُم‌ْ وَ ان‌ْ أَسَأْتُم‌ْ فَلَهَا...)
كودكان‌: امّتي كه در انديشه سعادت و سلامت اجتماع خود مي‌باشد بايد كه به نسل فرداي خود در همه زمينه‌ها از جمله در امر بهداشت وسلامت روح و روان آنها توجّه كافي و كامل داشته باشد كه فرزندان امروز عصاي دست پدران و مادران در فرداي ديگر خواهند بود، پس از گذشت سالها همان آموخته‌ها را به كار مي‌بندند، «و آن كس كه نيك ‌نكند به او نيكي نشود» و «آنچه به دست راست خود دادي‌، همان را با دست چپ باز مي‌ستاني‌».
واقعيت‌هاي موجود ايجاب مي‌كند كه خطبا و مسئولين اداره كننده هيأتها و مجالس هر چه بيشتر نسبت به ارتقاي كيفي و بازدهي بهتر مجالس خود همّت كنند تا مجالس حضرت اباعبداللّه الحسين‌ عليه السلام همواره سرچشمه فكر و آگاهي باشد و در اين راستا مي‌بايست نسبت به‌ حوادث و رويدادها تحليل‌هاي علمي و دقيق داشته‌، گذشته تاريخ را به حال و آينده مرتبط ساخته و تطبيق نمايد. زيرا اجتماع بدون توجّه به اين امور هرگز نمي‌تواند در برابر خطرات بي‌شمار و حركتهاي مرموزي كه از هر سو آن را احاطه كرده‌اند مقاومت نموده و با آنها مقابله كند. بايدسطح علمي و فكري سخنرانيها عميق باشد تا بتوان جوانها را در برابر طوفانهاي ويرانگر انحراف‌، در دين و مذهب استوار و پايدار نگه دارد. چرا كه سطحي‌نگري و بي‌تفاوتي نسبت به رويدادها و تحرّكات استعمارگران در كشورهاي اسلامي غالباً جز گرفتار شدن در زندانها وسياهچالها يا فرار از وطن و زادگاه و يا سر از قبرستان درآوردن عاقبتي ندارد. و حال آنها به تشبيه شاعر مي‌ماند: «همانند يك پر كه بي‌هيچ استقرار در جهت وزش باد، سرگردان و حيران بوده‌، لحظه‌اي از حركت و اضطراب باز نمي‌ايستد».
پس بر مسئولين و اداره‌كنندگان مجالس و هيأتهاست كه به نكات ذيل توجّه لازم را مبذول دارند:
الف‌) درخواست و تقاضا از خطبا و سخنرانان براي آنكه محور سخنرانيهاي خود را نيازهاي معنوي و ديني مردم از مسائل عقيدتي‌، تاريخي و اجتماعي و رواني قرار دهند و اين خود بهترين روش و وسيله براي جذب مردم به شاهراه ايمان و هدايت و وارد نمودن معالم دين وفضيلت در زندگي آنهاست‌.
ب‌) دعوت از برترين سخنراناني كه قدرت بر اداي اين مسئوليت و وظيفه خطير را دارا باشند كه در حقيقت براي هدايت و اصلاح جامعه وحتّي يك فرد نمي‌توان ارزش و بهاي مادّي قايل شد. همان‌گونه كه پيامبراكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم مي‌فرمايند: (لَئِن‌ْ يَهْدِي‌َ اللَّه‌ُ بِك‌َ رَجُلاً وَاحِداً خَيْرٌ لَك‌َ مِمَّا طَلَعَت‌ْعَلَيْه‌ِ الشَّمْس‌ُ) «اگر پروردگار متعال به دست تو انساني را هدايت نمود براي تو بهتر و برتر خواهد بود از آنچه خورشيد بر آن مي‌تابد».
ج‌) سخنرانيهايي را كه در آن مراكز صورت گرفته تنظيم‌، تدوين و در ميان مردم توزيع و منتشر نمايند. امّا موفقيت در سخنراني متوقّف بر وجود شرايطي است‌:
١ـ بايد احساسات عاطفي شنوندگان را تحريك و در مسير خير وصلاح و اصلاح به حركت درآورد تا منبري آگاه‌كننده و توجيهي موفّق باشد، پس اگر فرد به مجلس قدم بگذارد و در پايان بي‌هيچ توجيه ديني و اخلاقي و بدون كسب آگاهيهاي مذهبي از آنجا خارج شود، در واقع اين نشانگر عدم موفقيت آن منبر و مجلس مي‌باشد.
٢ـ بايد سطح معلومات سخنرانان محترم در ابعاد و زمينه‌هاي مختلف بالا رود، زيرا هر چه علم و دانش انسان بيشتر باشد، قدرت و توان او بر توجيه و هدايت مردم فزون‌تر و به واقعيات نزديك‌تر خواهد بود و با بالا بودن سطح معلومات‌، استقامت در برابر ناملايمات بيشتر و از لغزشها و افراط و تفريطها دورتر مي‌باشد و از اين رو است كه در آيات كريمه و روايات شريفه همواره بر تفكّر و تدبّر، سير و سفر در زمين‌، عبرت گرفتن از تاريخ گذشتگان و مسائلي از اين قبيل اشاره و تأكيد شده است‌.
٣ـ بايد شخص سخنران ملكه ربط حوادث و رويدادها به يكديگر را در شنوندگان خود بارور و تقويت كند و آنها را به فهم و درك آيات و روايات و استنباط صغري و كبري و ردّ فروع بر اصول ـ در حدّ آگاهيهاي خود ـ وا دارد، به گونه‌اي كه در مقابل شبهه‌هاي عقيدتي و فكري و تاريخي كه گروههاي منحرف و ملحد در ميان مردم رواج مي‌دهند هيچ‌گونه خللي در آنها به وجود نياورده و بلكه موجب شود تا آنها به توجيه ديگران و هدايت گمراهان و گرفتارآمدگان در دام بدخواهان بپردازند.
٤ـ ملاكهاي كلّي كه بر اساس آن از مصداقي به مصداق ديگر دست يابند و نيز ميزان در مسائل مختلفه را به گونه‌اي بشناسد كه در غير مورد تعدّي‌، دست‌درازي ننموده و در مورد تعدّي‌، جامد و متوقّف نماند.
٥ـ بايد منبرها و سخنرانيها مملوّ از داستانهاي واقعي عبرت‌انگيز وحكمتهاي هدايتگر باشد چرا كه بيان داستان توجّه شنونده را جلب وحواس او را جمع نموده و چنان روح و روان و درك او را تحت تأثير قرارمي‌دهد كه عكس‌العمل آن به وضوح در رفتار و كردار او نمايان مي‌شود و ناخودآگاه شخصيتهاي داستان به منزله يك الگو و معلم چه از بُعد مثبت يا بُعد منفي آن‌، براي او جلوه مي‌كنند.
و مي‌بينيم كه قرآن حكيم سرشار از داستانهاي عبرت‌انگيز و آموزنده و احساس برانگيز است و بدين گونه روش سير و حركت صحيح در زندگي را با بيان داستانهاي انبيا و انسانهاي اصلاح‌طلب وعاقبت و پايان هر ظلم و شرّي را در ضمن داستانهاي جبّاران و جنايت‌پيشگان به انسانها مي‌نماياند.
بيان داستانهاي آموزنده غير واقعي كه در قالب نمايش و تصوير ذكر مي‌شود و آنچه از زبان حيوانات و درختان و ستارگان و حتّي جمادات ساخته شده است نيز مفيد مي‌باشد. چنانكه پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم عدم نهي از منكر در جامعه را به جماعتي تشبيه فرمودند كه بر كشتي سوارند و يكي از آنان به سوراخ كردن و كندن كف كشتي مشغول است‌، اگر ديگران او را از اين عمل باز ندارند، هم او و هم سايرين هلاك خواهند شد. اميرالمؤمنين حضرت علي‌ عليه السلام اختلاف و تشتّت ميان افراد را به داستان سه گاوي تشبيه فرمودند كه شيري يكايك آنها را دريد پس ازآنكه با يك نقشه ميان آنان تفرقه انداخت‌.
جواب به اين شبهه كه داستانهاي ساختگي مطابقت با واقع نداشته و از مصاديق كذب و دروغ است اين مي‌باشد كه اصح‌ّ معاني دروغ عدم مطابقت عرفي كلام با هدف و مقصود است‌ و مواردي اينگونه اهدافي كاملاً عقلايي و عرفي را پرس‌وجو و دنبال مي‌كند، از اين رو مثل معروف «فلان شخص خاكسترش بسيار و حمايل شمشيرش بلند است‌»و يا ما اشبه آن دروغ نيست در صورتي كه شخص مورد ستايش نه خاكستر و نه حمايل شمشيري داشته باشد.
نيز اشاره به زبان حال افراد و اشخاص صحيح است چرا كه اين عمل هم هدف خاصي را دنبال مي‌كند، همان‌طور كه نوشته‌اند اميرالمؤمنين‌حضرت علي‌ عليه السلام در كنار قبر مطهّر حضرت صديقه طاهره فاطمه‌ زهرا سلام الله عليها اين زبان حال را زمزمه مي‌فرمودند:
قال الحبيب و كيف لي بجوابكم و أنا رهين جنادل و تراب‌
أكل التراب محاسني فنسيتكم و حجبت عن أهلي و عن أترابي‌
«دوست بگفتا چگونه جواب شما را دهم در حالي كه من اسير خاك و صخره‌هايم‌»، «خاك همه خوبيها و زيباييهايم را بپوشانيد تا جايي كه شما را فراموش كردم و از خانواده و همسالان خود پنهان گشتم‌».
و پيش از آن‌، حضرت زهرا سلام الله عليها فرمودند: «صُبَّت عَلي‌َّ مصائب‌ٌ لَو أنَّها صُبَّت عَلَي الايَام‌ِ صِرن‌َ لَيَالِيا»
«چنان درياهاي مصيبت بر من فرود آمد كه اگر بر روزهاي روشن فرود مي‌آمدند هر آينه آنها را به شبهاي تيره و تار مبدّل مي‌ساختند».
مشهور ميان فقها آن است كه مبالغه‌، توريه‌، اغراق و شوخي از فروع دروغ نيستند، بلكه ترك شوخي و هزل استناداً به فرمايش پيامبراكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم مستحب مي‌باشد كه فرمود: «مَن‌ْ تَرَك‌َ الكِذْب‌َ جِدَّه‌ُ وَ هَزْلَه‌ُ بُنِي‌َ لَه‌ُ بَيْت‌ٌ فِي‌ رَبْض‌ِ الْجَنَّة‌»، «هر كس دروغ را چه جدّي و چه شوخي ترك كند در وسط بهشت براي او خانه‌اي بنا كنند».
٦ـ بايد منبر محرّك‌، آگاهي‌بخش و با هدف باشد كه قرآن كريم وسنّت تاريخ و حقيقت انسان معاصر سرشار از اينهاست و از جمله محركها و دعوت‌كننده به تقدّم و پيشرفت‌، مقارنه در امور و مقايسه ميان امّتها، تمدنها و شهرها است‌.
مثلاً عراق كشوري با بيست ميليون جمعيت است كه در شديدترين حالات انحطاط سختي و بيچارگي و تأخّر زندگي مي‌كند در حالي كه‌ كشورهاي اسكانديناوي هم كه جمعيتي بيست ميليون نفري دارند درحالتي از استقلال و پيشرفت رفاه و آرامش زندگي خود را سپري مي‌كنند. دليل و عامل اين تفاوت آن است كه در عراق ديكتاتوري و استبداد فردي حاكم است امّا در كشورهاي اسكانديناوي دموكراسي و تعداد احزاب آزاد حاكم مي‌باشد.
همين مقايسه و شناخت سبب‌، امّت عراق را براي نجات از شرّ دشمن ديكتاتور به حركت وا مي‌دارد. و همچنين است مقايسه و مقارنه ميان صبر و استقامت‌، عجله و عدم پايداري‌. اميرالمؤمنين‌ عليه السلام هنگامي كه در جنگ، هاشم مرقال‌ را مشاهده فرمود كه دليرانه نمي‌جنگد، خطاب به او فرمود: (أمَا تَخْشي‌َ أَن‌ْ يُقَال‌َ لَك‌َ أَعْوَر وَ جَبَان‌؟) «آيا نمي‌ترسي تو را يك چشم و ترسو خطاب كنند؟» و اين در حالي بود كه او در جنگ قبل يك چشم خود را از دست داده بود. هاشم با اين بيان امام اميرالمؤمنين‌ عليه السلام بي‌باك از همه خطرات چنان به جنگ و مبارزه پرداخت تا كه به مقام شهادت نايل آمد.
و نيز مقايسه و بررسي وضعيت مسلمانها در گذشته و حال‌، كه درگذشته چگونه بوده و اكنون چگونه‌اند و مقايسه ميان صفات والا و صفات رذيله و زشت و يا ميان اخلاق نيكو و شايسته و اخلاق ناپسند و يا قياس ميان همّتهاي بلند و اشخاص بي‌همّت و مانند آن‌، زيرا اينگونه مقايسات و مقارنات انسان را به سوي كار و تلاش و مداومت و مواظبت‌ بر آن مي‌كشاند و فطرت انساني‌، همواره آدمي را وا مي‌دارد تا در هركاري سرآمد ديگران باشد و براي رسيدن به اين مقصود و اينكه ديگري بر او پيشي نگيرد سعي و تلاش بسيار نمايد.
در روايت است‌: (لاَ يَخْلُو الانْسَان‌ُ عَن‌ِ الْحَسَدِ) «آدمي از خصلت حسد خالي نيست‌». كه حسد در اينجا آن نيروي حركت دهنده انسان به جلو و تقدّم و پيشرفت است‌، نه حسد نكوهيده و مذّمت شده‌.
كه حسد ـ در اصل ـ حكم اسلحه را دارد، اگر در راه نابود ساختن دشمنان خدا و رذيلتها بكار رود امري پسنديده و نيك است و اگر در جهت جنگ با اولياي خدا و محو فضايل اخلاقي بكار رود امري زشت و ناپسند مي‌باشد و آن حسد مذموم اگر بر زبان و در حركت ظاهر شود حرام است امّا اگر ظهور نيافت‌، تنها صفتي ناپسند و بد مي‌باشد. لذا در حديث درباره حسد آمده است‌: (مَا لَم‌ْ يَظْهَرْ بِيَدٍ وَ لاَ لِسَان‌ٍ) (مادامي كه به دست يا زبان ظاهر نشود و در آيه شريفه آمده‌: (وَ مِن‌ْ شَرِّ حَاسِدٍ اِذَاحَسَدَ)
٧ـ لازم است كه منبر تكامل يافته و مشتمل بر ابعاد مختلف و شئون زندگاني و دربر دارنده تحليل و تعليلها و اشاره به لازمها، ملزومها و ملازمها باشد زيرا اگر شخص سخنران از مسائل عبادي مانند نماز و روزه و حج تنها از بعد عبادي آن سخن گفت و يا از صفات اخلاقي مانند راستگويي‌، وفا، امانت‌، ايثار و... تنها از بعد اخلاقي آن بحث نمود و هيچ‌گونه توجّهي به ديگر شئون و نيازهاي زندگاني اجتماع مانند سياست‌، اقتصاد، عقايد و مسائل اجتماعي نداشت مردم از اطراف او پراكنده مي‌شوند، در حالي كه مسائل عبادي و اخلاقي خود نيز داراي جوانب مهم ديگري همچون جوانب اجتماعي‌، حقوقي و سياسي مي‌باشند. و لذا مي‌بينيم كه قرآن كريم در تمامي مراحل زندگاني دستورات حيات‌بخش خود را به بشر ارائه فرموده در حالي كه از مسائلي مانند: امّت واحده‌، آزادي‌، برادري‌، مشورت‌، برابري در برابر قانون‌، كرامت انساني‌، تجارت و زراعت سخن مي‌گويد، به احكام و واجبات شرعي و مسائل اعتقادي نيز اشاره فرموده است‌. همچنان كه از ابعاد و زواياي ديگري هم شئون عبادي را مورد توجّه قرار داده و بر آن تأكيد فرموده است‌:
(وَ أَذِّن‌ْ فِي النَّاس‌ِ بِالْحَج‌ِّ ... لِيَشْهَدُوا مَنَافِع‌َ لَهُم‌ْ)
بر خطيب توانمند است كه در مواجهه با مسائل و رويدادها تحليل دقيق و صحيح نموده و گونه‌هاي انحطاط و انحراف را تبيين و باعث وجود اشيا و اسباب و علل آنها را ارائه دهد، چرا كه بيان پي‌درپي داستانها و وقايع گذشته و برخورد سطحي و ظاهري با امور هيچ‌گونه جوششي در شنوندگان به وجود نمي‌نمايد. در حالي كه در قرآن حكيم اكثر موضوعات شرعي و تاريخي كه بدان اشاره شده و علّت آن را حتّي به نحو اختصار بيان مي‌دارد.
به عنوان مثال‌: در بيان علّت وجود روزه فرمود: (كُتِب‌َ عَلَيْكُم‌ُ الصِّيَام‌ُ كَمَا كُتِب‌َ عَلَي‌َالِّذِين‌َ مِن‌ْ قَبْلِكُم‌ْ لَعَلَّكُم‌ْ تَتَّقُون‌َ) و در علّت وجوب نماز فرموده‌: (أَقِم‌ِ الصَّلاَة‌َ لِذِكْرِي‌ ) و در علّت تحريم غيبت فرمود: (أَيُحِب‌ُّ أَحَدُكُم‌ْ أَن‌ْ يَأْكُل‌َ لَحْم‌َ أَخِيه‌ِ مَيْتَاًفَكَرِهْتُمُوه‌) و در علّت تحريم ربا فرمود: (يَمْحَق‌ُ اللَّه‌ُ الرِّبَا وَ يُرْبِي الصَّدَقَات‌ِ) با توجّه به اينكه طبيعت ربا ويرانگر و طبيعت صدقه موجب رشد و نموّ جامعه مي‌گردد.
امّا در مسائل تاريخي، در بيان علّت تبعيت قوم بني‌اسرائيل از فرعون فرمود: (فَاسْتَخَف‌َّ قَوْمَه‌ُ فَأَطَاعُوه‌) و (كَانُوا خَاطِئِين‌َ)
همچنين در بيان علّت پيروزي و نصرت مسلمانان در جنگ بدر فرمود: (وَ يُقَلِّلُكُم‌ْ فِي‌ أَعْيُنِهِم‌ْ لِيَقْضِي‌َ اللَّه‌ُ أمْراً كَان‌َ مَفْعُولاً)
امّا از جهت تحليل واجب است كه‌: اوّلاً: رخدادها و رويدادها و اقسام و اشكال آن شناخته و حركتهايانحرافي از واقعي تفكيك شود.
ثانياً: از طريق تأمّل و تدبّر و بهره‌برداري از تجربه گذشته از لغزشها وگرفتار شدن در اشتباهات اجتناب گردد. پروردگار متعال جل جلاله مي‌فرمايد: (لَقَدْ كَان‌َ فِي‌ قِصَصِهِم‌ْ عِبْرَة‌ٌ لاولِي الالْبَاب‌ِ) و (اِن‌َّ فِي‌ ذَلِك‌َ لَعِبْرَة‌ٌ لِمَن‌ْ يَخْشي‌َ)، (كه در هلاكت‌ و نيز براي دستيابي به نقاط صلاح و اصلاح كوشش گردد، زيرا اگر ما اسباب و علل سقوط دولت قاجار و عثماني‌ يا صفويه را كه بر كشورهاي اسلامي حكومت مي‌كردند شناختيم‌، در صورت برپا شدن حكومتي اسلامي از آن اشتباهات پرهيز خواهيم نمود و همين مسئله نسبت به هر سقوط و قيام و تأخّر وتقدّم و هلاكت و نجاتي چنين خواهد بود و نيز در هر امري از امور حياتي‌.
٨ـ بايد در برابر مشكلات و گرفتاريهاي مردم احساس مسئوليت نموده‌، جهت يافتن راه حل و ترميم خرابيها و ساختن آينده‌اي محكم و مستحكم اهتمام ورزيد كه طبيعت آدمي توجّه و عنايت نسبت به نيازهاي زندگيش مي‌باشد و طبعاً به گرد آنها كه زمينه‌هاي آموزش‌، كسب و تجارت‌، ازدواج‌، امنيت و رفاه و از اين قبيل را براي او فراهم مي‌آورند جمع شده‌، آن وقت است كه ارشادات و سخنان ديني او در عمق جانها بيشتر نفوذ نموده و شجره ايمان در قلبهايشان ريشه مي‌دواند. امّا باز آدمي را عادت بر آن است كه به مسائل زندگي خود بيش از مشكلات و مسائل ديگران اهتمام مي‌ورزد، مثلاً آنقدر كه در انديشه حل مشكل مسكن خود مي‌باشد، در انديشه يك حادثه تلخ و ناگواري كه در چين اتّفاق مي‌افتد نيست و آنقدر كه به فكر درآمد و مخارج زندگي خود هست در فكر فاجعه گرسنگي در جنوب آفريقا نمي‌باشد.
پس بنابر آنچه گفته شد اقتصار و اكتفا بر بيان سرگذشتها و وقايع گذشته و اشاره‌اي يك بعدي به بحثهاي اعتقادي و شرعي و يا تاريخي بدون بررسي و بهره‌برداري‌هاي لازم و بي‌هيچ ربط آن رويدادها به زمان كنوني و در كنار آنها بدون توجّه و چاره‌انديشي براي آنها سبب مي‌شود تا مردم از آن سخنران و يا حتّي همه سخنرانان فاصله بگيرند و البته بر اهل تحقيق‌، دلالتهاي عديده و دقيقه و ظرافتهاي كلام خالق متعال پوشيده نيست كه فرمود:
(فَلْيَعْبُدُوا رَب‌َّ هَذَا البَيْت‌ِ الَّذِي أَطْعَمَهُم‌ْ مِن‌ْ جُوع‌ٍ وَ آمَنَهُم‌ْ مِن‌ْ خَوف‌ٍ)
در روايت است كه امام صادق‌ عليه السلام فرمود: (كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لاَ تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً) «مايه زينت و آبروي ما باشيد و نه مايه دشمني و عار بر ما».
پس اگر مردم يك شهري با مشكل كمبود مسكن مواجه بودند، چنانچه خطيب راه‌حل نجات از آن بحران را با تطبيق قانون اسلام (الارْض‌ُ لِلَّه‌ِ وَ لِمَن‌ْ عَمَّرَهَا) مالكش مي‌باشد، ارائه دهد مردم آن شهر او را همچون شمعي در ميان خود مي‌گيرند.
چنانچه در شهر ديگري مشكلات فراواني فرا راه مسئله ازدواج جوانان قرار داشت‌، اگر سخنران فرموده پيامبر اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم : (خَيْرُ نِسَا‌ءِأُمَّتِي‌ أَقَلَّهُن‌َّ مَهْراً) «برترين و بهترين زنان امّت من آنهايند كه در پيمان زناشويي مهر و صداقي كمتر دارند» و رواياتي از اين باب را كه تجملات و سختگيريهاي نابجا در امر ازدواج را نفي نموده و به ساده بودن در زندگاني دعوت مي‌كند براي مردم تبيين و تشريح و آنها را به پيروي و تبعيّت از آن دستورات فرا خواند، مردم به دور او جمع مي‌شوند و يا در دهها گرفتاري و مشكلات روزمره اجتماعي و راههاي نجات از آنها.
٩ـ در حديث شريف است‌: (قُولُوا لِلنَّاس‌ِ مَا يَعْرِفُون‌َ) «بر مردم آنچه را كه توان دركش را دارند بازگو كنيد». بر شخص سخنور است كه همواره به اين حديث عمل كند، زيرا انسجام با مردم و تفكّر و انديشه در نيازهاي فطري و طبيعي آنها و پيش رفتن و سخن گفتن تدريجي با آنها بيان آنچه كه درك و فهم و يا طبيعتشان تحمل آن را دارد، از مهم‌ترين اسباب و راههاي نفوذ در دلها و رسانيدن مرحله به مرحله پيام دين و حق به آنهاست‌، كه خالق متعال اجتماع و انسانها را اينگونه آفريده است‌.
در مضمون حديث است كه پيامبر اكرم‌ صلي الله عليه و آله و سلم در سخن گفتن با مردم مماشات مي‌فرمود. چون از دنيا سخن مي‌راندند با آنها پيرامون دنيا سخن مي‌گفت و چون درباره آخرت به بحث مي‌نشستند با آنها از آخرت سخن مي‌فرمود. اين خود از اهم اركان بلاغت و پايه‌هاي روش صحيح تعليم و تربيت مردم مي‌باشد و در حديث ديگر است كه هرگز پيامبر گرامي اسلام‌ صلي الله عليه و آله و سلم با مردم در حد كمال عقل كامل خود سخن نفرمود و بلكه مي‌فرمود: (اِنَّا مَعَاشِرُ الانْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَن‌ْ نُكَلِّم‌َ النَّاس‌َ عَلي‌َ قَدْرِعُقُولِهِم‌ْ) «خداي تبارك و تعالي ما جماعت انبيا را امر فرمود تا با مردم به مقدار عقل و فهمشان سخن بگوييم‌». و شايد در دلالت و اشاره آيه شريفه اين نكته نيز مدّ نظر باشد (وَ مَا أرْسَلْنَا مِن‌ْ رَسُول‌ٍ اِلاَّ بِلِسَان‌ِ قَوْمِه‌ِ).
و عملي شدن اين شرط ممكن نيست مگر با تداوم و استمرار معاشرت و برخورد با مردم چنانچه در وصف اميرالمؤمنين حضرت‌علي‌ عليه السلام آمده است‌: (كَان‌َ فِينَا كَأَحَدِنَا) «در ميان ما چون يكي از ما بود» و در نزول تدريجي آيات پيرامون حرمت شراب و غير آن‌، خود دليلي بر اثبات و صحت اين سخن مي‌باشد.
١٠ـ بر خطيب و سخنران است كه قبل از هر چيز در انجام اين امور و دستيابي به آنها از ذات لايزال الهي طلب استعانت و مدد بنمايد كه هر چيز و همه چيز تماماً در تحت قدرت اوست‌.
حاجي سبزواري مي‌گويد: أزمّة الاُمُور طُرّاً بِيَدِه‌وَ الكُل مُستِمدٌّ مِن‌ْ مَدَدِه‌
«كليد و ريسمان همه چيز در يد او است و همه مدد و ياري اومي‌طلبند».
در مثل آورده‌اند: آنچه براي خداست رشد و نمو مي‌كند و آنچه براي غير خداست محو و نابود مي‌شود. همچنان كه بر خطيب است تا به انبياي الهي و چهارده نور تابناك عصمت و طهارت «صلوات اللّه عليهم اجمعين‌» متوسّل شده تا شفيعان او به درگاه الهي و واسطه براي سعادت دنيا و آخرت و توفيق روزافزون در هدايت و ارشاد مردم باشند، چنانكه در آيه شريفه پروردگار سبحان‌ مي‌فرمايد:
(وَ ابْتَغُـوا اِلَيْــه‌ِ الْوَسِيـلَة‌َ)
البتّه شايسته است در هر منطقه و ناحيه‌اي‌، مؤسّسه و مركزي تشكيل شود تا نسبت به عملي شدن نقاط مذكور در اين كتابچه پيگيري و درجهت رفع موانع احتمالي اقدامات لازم را انجام دهد.
از خداي متعال تفضّل بر همگان را به آنچه موجب رضايت ذات اقدسش مي‌باشد مسئلت داريم‌.

قم مقدّ
نوشته شده توسط مصطفي جهان بخش در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385 ساعت 0:6 | لینک ثابت |